قسمتي از گزارش ميشل ژست
٨ روز در تهران: ژانويه 1976
تحليلي كه د ركتاب ” نفت و قهر ” (1) بدست داده شده، چهارچوب ملاحظاتي را تشكيل ميدهد كه ذيلاٌ به شرح آن مبادرت ميشود. اين ملاحظات، نتيجه يك اقامت چند روزه در تهران به تاريخ ژانويه 1976 و چند روز قبل از انتشار خبر اعدام 9 نفر است.
پس از استقرار يك دستگاه بوروكراتيك دولتي كه هيچ مرجع و منشاء ديگري را بعنوان قدرت نمي پذيرد، نتيجه منطقي انتخاب نفت بعنوان تنها منبع درآمد، واردات سيل آساي محصولات خارجي است. رشد و توسعه وسائل توليد نيز تنها در حدي است كه تحت سلطه خارجيان باقي بماند. در اين وضع اتكاء به هر گونه نيروي اجتماعي خاص ايران رد و نفي شده است، و مقصود از اين نيروها، نيروهايي اند كه بر مبناي آنها ميتوان قدرت ديگري تشكيل داد ولي اكنون ديگر اين نيروها جز همكاري با دستگاه يا استعفاءو كناره گيري يا مهاجرت و يا قهر و خشونت راهي در پيش ندارند
شهر تهران
تبعيض اجتماعي بطور واضح و آشكار در بافت شهري منعكس است. اين بافت نيز با توجه به ارتفاعات مختلف شهر سازمان يافته است. شهر بصورت يك مخروط وسيع است كه از جنوب به شمال قد بر افراشته و ارتفاع آن بين 1100 تا 1600 متر است. در قاعده مخروط، يعني در جنوب شهر كه در تابستان هوايي خفه كننده دارد فقيرترين محلات درهم و برهم قرار گرفته اند و پس از آن بازار و بقيه شهر قديم واقع اند، در حدود ارتفاع 1300 متري، سفارتخانه ها، هتلهاي بين المللي قرار دارند. اين هتل ها، اقامتگاه معامله گران خارجي است (كه در حال حاضر در ايران بسرعت رو به افزايشند) د راين منطقه بانكها و مغازه هاي لوكس نيز قرار دارند.
در نقطه مرتفع تر، بافت شهر شل تر ميشود و محلات اعيان نشين و اراضي نظامي و اقامتگاههاي تابستاني و سفارتخانه ها قرار دارند، و هواي اين منطقه خنك تر است. تعداد دانش آموزان در كلاسهاي اين منطقه خيلي كمتر است (30 نفر در اين منطقه و 70 نفر د رجنوب شهر) و آن بالاي بالا و بر كنار از همه، كاخ شاه است كه تقريباٌ در پاي كوه قرار دارد. و چه شانسي براي تهران كه يك محل اسكي بازي نزديك خود دارد كه با اتومبيل در ظرف يكساعت و 15 دقيقه بدان رسيد! !
از جنوب به شمال شهر بيش از 15 كيلومتر راه است، اما عملاٌ وسيله حمل و نقل عمومي وجود ندارد و كار ساختمان مترو (فرانسوي) نيز بايد در سال آينده شروع شود. در نتيجه دو سوم اتومبيل ايران در تهران 4 ميليوني حركت ميكنند. و از اين تعداد شايد 30 هزار تاكسي همگاني باشد كه ميتوان با فرياد زدن آنها را متوقف كرد، و تمامي شهر را با آنها به قيمت 30 ريال و در ظرف 45 دقيقه طي كرد، علاوه بر اين تاكسي هاي راديويي ونيز تاكسي هايي كه در هتل ها توقف ميكنند (وقيمت آنها شش برابر است) موجود است، در ضمن بايد از اتومبيلهاي شخصي كه مسافر سوار ميكنند و قيمت
آنها متغير نام برد.
بدون هيچ حساب و كتاب با همان وسائل قديمي ساختمان ميسازند، و شهر نيز بر روي يك چهارخانه بزرگ توسعه مييابد، اما اين چهار ميليون سكنه از كجا آمده اند و ممر درآمدشان چيست؟
اجاره ها ركورد گراني را شكسته اند و كارگراني كه داراي وضع متوسطي هستند، نصف مزد خود را بعنوان اجاره مي پردازند. يك خدمتكار كه حقوق خوبي ميگيرد و درآمدي در حدود هزار تومان دارد 500 تومن را اجاره ميدهد، يك خانم آموزگار با ده سال سابقه خدمت پس از آنكه حقوقش را اضافه كرده اند، 1400 تومان ميگيرد.
براي من اين سئوال مطرح شده است كه مزد چند ماه يك كرگر در جنوب شهر برابر با قيمت يك جفت اسكي (يعني 1500 تومان) و يا برابر با قيمت يك دستگاه هيفي (بين 2500 تا 4500 تومان) است. دراين شهر مغازه هاي بسياري براي وسايل اسكي و دستگاههاي هي في (سوني و فيليپس) وجود دارد. آيا وجود اين محصولات لوكس و تجملي نشانه اي از فاصله بين درآمدها و سلطه محصولات خارجي نيست؟ در واقع ويترين اين مغازه هاي لوكس فروشي با عرضه محصولاتي كه هنوز قابل دسترس همه نيست ولي دارد بصورت ” نياز ” در مي آيد، مصرف كننده هاي بالقوه را زير مهميز خود گرفته اند.
* * *
عزاداري عاشورا 1
روز دوشنبه 12 ژانويه 1976 در تمامي تهران و خصوصاٌ جنوب شهر بيرق هاي سياه بر افراشته بود. در اين شهر مردم عزادار بودند.
در اطراف يكي از مساجد رفت و آمد قطع شده، پليس در همه جا مستقر بود و دسته هاي سينه زني حركت ميكردند. پس از ده سال براي نخستين بار شاه به مسجد مي آيد. شاه ديگر جز با هليكوپتر از كاخ خود خارج نمي شود، زيرا از سوء قصد وحشت دارد. فرداي آنروز ” ژورنال دو تهران ” مضمون وعظ و خطابه ها را گزارش كرد. يكي از وعاظ از امام حسين با اين عبارت تجليل ميكند كه وي شهادت را بر تحمل عمليات مخالف اسلام مرجح داشته است و بدنبال اين مطلب يكي از حاضران در مسجد فرياد مي كشد ” زنده باد امام حسين ” (تلويزيون نيز اين صحنه را پخش نموده بود) در بين حضار مجلس جنب و جوشي بوجود مي آيد. ناظران، آن وعظ و اين شعار را به معني تظاهر مخالفان گرفته اند. معذلك گفته ميشد كه واعظ قاعدتاٌ بايد از لحاظ دستگاه يك آدم مطمئن باشد و حضار در مسجد نيز از صافي رد شده باشند.
جبهه مخالفي كه در بين شيعيان در حال بسط و توسعه است شاه را نگران كرده است. در همين روز عاشورا نخست وزير به مساجد متعدد رفته بود. مقامات مختلف سعي دارند كه احساسات مذهبي مردم را جلب كنند. توسل به نيروهاي مذهبي ممكن است كه اشكال مستقيم تري نيز به خود بگيرد، در سال گذشته كه مطابق معمول مسئولان فرق مختلف مذهبي به حضور شاه رفته بودند. بدين ترتيب طرف خطاب واقع شدند كه:
” شما افراد روحاني هنگاميكه افراد را به ايمان به خدا دعوت ميكنيد بايد آنها را به اطاعت از مقامات حكومتي نيز فرا بخوانيد “.
در حال حاضر آنچه از جانب مقامات سياسي عجيب و غريب به نظر مي آيد اينست كه اين مقامات تاكنون كوشش داشتند كه جبهه مخالف موجود در محيط شيعي را بعنوان جبهه اي معرفي كنند كه چون امتيازات فئودالي اش به خطر افتاده است، دست به مخالفت زده است. اما نكته جالب توجه اينست كه در اين بار كه ما در تهران بوديم اين جبهه مخالف مذهبي را بعنوان جبهه اي كه به ” جريان اسلامي – ماركسيست – لنينيستي ” وابسته است به ما معرفي ميكردند.
اين سئوال مطرح است كه قوه محركه اين نوع مقاومت سياسي كه در مذهب شيعه عرض وجود كرده است، چيست؟ آيا نمي توان گفت كه اين مقاومت يك طرز عمل نمونه است، طرز عمل كساني است كه وقتي في المثل در موقعيت ها و زمينه هاي ديگر قرار ميگيرند براي آنكه ايمان خود را زنده نگه دارند و در متن آن زندگي كنند در صدد نفي بر مي آيند؟
نسل جوان
ناتواني و عجز رژيم از اينكه به اهداف حركت بخش توسل جويد هنگامي آشكار ميشود كه با مسئله نسل جوان ايران برخورد كنيم. آيا ميتوان گفت كه در ايران ” نيز مثل همه جاي جهان در دانشگاه جنجالها و تحريك هاي پراكنده ” وجود دارد؟ اگر اينطور است پس چرا اين همه انرژي صرف حفظ انتظامات ميشود؟ يكي از افراد موثق كه در عين حال در بيان خود محتاط بود به ما گفت كه در اواسط دسامبر پليس وارد دانشگاه تهران شده و دانشجوياني را كه در دانشگاهها متحصن بودند بيرون كرده است. 9 پسر را در زير ضربات خود انداخته اند و يك دختر از طبقه بالا پرتاب شده است و مجموعاٌ 10 نفر كشته شده اند.
معلمان مجبورند كه آتش بي اعتنايي يا مخالفت با رژيم را در مدارس خاموش سازند. در برخي از مدارس از برافراشتن پرچم منصرف شده اند و در بعضي ديگر نيز در صدد انصراف از اين امرند. زرنگي و رندي دانش آموزان اين تشريفات را بصورت يك مسخره بازي در آورده است.
گاهگاه نيز بايد ب دانش آموزان فهماند كه اظهار نفرت آنها در ضمن تكاليف كتبي شان بي احتياطي است و خطرناك. اما چگونه ميتوان نوجواناني را وادار به سكوت كرد كه نزديكانشان را در شرايطي كه همه ميدانند، دستگير ساخته اند. و چگونه ميتوان آنها را دعوت كرد كه با صبر و حوصله، قهر و خشونت را تحمل كنند و با آرامش خاطر دورنمايي را كه منتظر آنهاست در نظر بياورند (مگر آنكه بتوانند به خارجه بگريزند) اماتا آن دورنما فرا برسد، فعلاٌ در مقابل يك تست قرارشان ميدهند:
قبل از دادن امتحانات، لطفاٌ در حزب واحد ثبت نام كنيد!
1. نفت و قهر، ترور سفيد و مقاومت در ايران، زير نظر پل وييي و ابوالحسن بني صدر – ناشر: آنتروپوز، 1974
