كارنامه يك‌ساله رئيس جمهور تاريخ: ٢٩/٠٢/٧٧

title

   شماره: 1639

   تاريخ:29/02/77

كارنامه يك‌ساله رئيس جمهور

  يك سال از حادثه بزرگ و غيرمترقبه دوم خرداد و مشاركت عظيم و گسترده مردم در انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري و آراي سنگيني كه به آقاي خاتمي‌ داده شد، مي‌گذرد. انتخابات دوم خرداد 76 نه تنها در ايران، بلكه در سرتاسر جهان، حادثه‌اي بزرگ تلقي شد و اعتبار جديدي براي كشورمان به ارمغان آورد و بار ديگر نشان داد كه مردم ايران، بويژه نسل جديد و جوان ما، به چه حد از رشد و درك و شعور سياسي رسيده‌اند.

  اكنون زمان آن رسيده است كه به بررسي حوادث يك سال گذشته و عملكرد دولت آقاي خاتمي‌ بپردازيم تا معلوم شود كه دولت جديد در ارتباط با تعهدات آقاي خاتمي‌ به هنگام انتخابات، در كجا قرار دارد و مردم رأي‌دهنده به رئيس جمهور جديد نيز تا چه ميزان در صحنه حضور داشته و از فرد منتخب خود حمايت كرده‌اند و توقعات آنها و وعده‌هاي داده شده به آنان تا چه اندازه برآورده شده است.

    ا- در انتخابات دوم خرداد، بخش عمده‌اي از آراي مردم به آقاي خاتمي‌ به منزله رأي منفي و عدم اعتماد به حاكميت هجده ساله گذشته بود؛ اگرچه بخشي از آرا با توجه به جاذبه فرزانگي، صداقت و صفاي خود ايشان بوده است. همچنان كه در يك سال گذشته نيز رفتارهاي سياسي و اجتماعي رئيس جمهور بر اعتماد مردم افزوده است و به نظر مي‌رسد كه به رغم نارضايتي برخي از رأي‌دهندگان، رئيس جمهور همچنان از محبوبيت زيادي در ميان مردم برخوردار است.

    2- در انتخابات دوم خرداد، از يك طرف آقاي خاتمي‌ و رأي‌دهندگان به وي فقط موفق به كسب مقام رياست جمهوري شدند، بدون آن كه ابزارهاي قدرت را در دست داشته باشند و از طرف ديگر، تمام ابزارهاي قدرت اجرايي، سياسي و اقتصادي در دست جناح شكست‌خورده در انتخابات باقي ماند، بدون آن كه كرسي رياست جمهوري را داشته باشند.

    3- رئيس جمهور منتخب مردم، بدون برخورد با مشكل عمده‌اي، توانست رأي اعتماد مجلس را براي همكاران برگزيده خود به دست آورد. اما وي در انتخاب همكارانش، به جز در چند وزارتخانه گزينشهاي مقبول و مطلوبي نداشته است. اكثر وزيران و همكاران ايشان همان كساني هستند كه در طول هجده سال گذشته در رأس امور كشور بوده‌اند و در مسؤوليت پيدايش بحران‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، پولي و مالي كنوني شريك مي‌باشند. اينان هر هنر و ابتكاري كه داشته‌اند، به كار برده‌اند؛ آزموده را آزمودن خطاست. هر چند كه استعداد تحول و دگرگوني از ويژگيهاي ممتاز انسان است، اما اغلب اجزاي دولت كنوني در اين مدت نشانه‌هاي روشني از اعتقاد و ايمان به بينش و منش سياسي و برنامه‌هاي تعهد شده رئيس جمهور از خود نشان نداده و قادر به برآوردن توقعات مردم نبوده‌اند. علاوه بر اين، برخي از همكاران برگزيده رئيس جمهور، كه متعلق به جناح به اصطلاح چپ خودي درون حاكميت و گروه كارگزاران هستند، در دولت جديد نيز همان سياست‌هاي زنگ‌زده ضد توسعه گذشته را در قلمرو مديريت خود ادامه داده‌اند و اين نيز دور از شأن و منزلت دولت آقاي خاتمي‌ و انتظارات مردم است.

    بسياري از رأي‌دهندگان به آقاي خاتمي، ضمن اين كه همچنان از رئيس جمهور و سياست‌هاي وي حمايت مي‌كنند، نسبت به تركيب كابينه اعتراض دارند. البته آگاهان سياسي به شرايط عيني موجود و جناح‌بندي‌هاي قدرتمند درون حاكميت و محدوديتهاي رئيس جمهور در انتخاب همكاران توجه دارند و در مجموع بر اين باورند كه تركيب موجود تا حدود زيادي به رئيس جمهور تحميل شده است.

    4- در دوم خرداد 76، خط راست كه به طور خزنده و آرام و بسيار حساب شده، طي هجده سال گذشته- بويژه از اواخر سال 1367- خاكريزهاي قدرت را يكي پس از ديگري تصاحب كرده بود و كرسي رياست جمهوري را با تدارك عظيم مالي و تبليغاتي خود فتح شده تصور مي‌كرد، شكست خورد. مردم در آن روز با حضور در پاي صندوقهاي رأي، برنامه‌هاي اين خط را به شدت برهم زدند. برجستگان اين خط در ابتدا به دليل ضربه دوم خرداد گيج شده و موضعي كاملاً انفعالي پيدا كرده بودند. در چنان شرايطي، شايد رئيس جمهور مي‌توانست همكاران بهتري را انتخاب كند و به تصويب برساند. اما اين جناح، پس از خروج از حالت تحير و با بسيج نيروها و بكارگيري امكانات، حركات تهاجمي‌ خود را با حوادث تنش‌زا عليه رئيس جمهور آغاز كرد كه البته اين گونه اقدامات تا حدودي خنثي گشت و تنها موجب ازدياد خشم و روگرداني اكثريت مردم از اين جريان و واكنشهاي جدي عليه آن شد. تهديدهاي علني گردن زدن، دهان بستن و زبان بريدن هم در واقع واكنش جديد اين خط به ناكاميهايي است كه نصيبش شده است.

  5- در خصوص پيش‌شرطهاي تحقق و تثبيت حاكميت مردم و نظام مردم‌سالاري (جمهوريت و جامعه مدني) مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

  الف) تعدد، تكثر و تنوع نهادها و مراكز قدرت سياسي، اقتصادي و اجتماعي، چه در بيرون و چه در درون حاكميت، اعم از خودي و غيرخودي.

  ب) فقدان يك نهاد يا گروه سياسي‌ـ اجرايي با قدرت برتر و گسترده كه بتواند بدون توجه به ساير قدرتها و نهادهاي حاضر در صحنه حرف آخر را در اعمال قدرت بزند.

  پ) وابستگي حيات و وجود هر يك از گروهها و نهادهاي قدرت به وجود و حيات ديگران، به گونه‌اي كه ادامه تقابل نيروها با يكديگر و نابودي يك نهاد يا گروه به نابودي نهاد يا گروه مهاجم نيز بيانجامد.

  پيدايش چنين معادله‌اي در ميان قدرتهاي عمل‌كننده در صحنه موجب ترسيم و تعيين خط قرمز در تقابلها مي‌شود كه از شرطهاي لازم براي بروز و رشد مردم‌سالاري و ايجاد جامعه مدني است.

  آنچه برشمرديم، شرطهاي لازم براي تحقق جامعه مدني است و نه شرطهاي كافي كه به عملكرد آگاهانه نيروها در مجموعه معادله مربوط مي‌گردد.

    بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، نهادهاي قدرتمند دوران استبداد سلطنتي (نظير ارتش، پليس، ساواك و دربار) از بين رفت و به آرامي‌ جاي خود را به گروهها و نهادهاي متعدد و متنوع سياسي واگذار كرد و موجب پيدايش فرايند تعادل در معادله قدرت گرديد. در جمهوري دوم، بعد از درگذشت بنيانگذار جمهوري اسلامي، جهش جديدي در اين فرايند رخ داد و در دوم خرداد 1376، تحولي كيفي پديدار گرديد و جمهوري سوم آغاز شد. با وجود اين، چنين فرايندي هنوز در مرحله «تعادل ناپايدار» است. در يك سال گذشته، اگرچه جهت حركت به سمت و سوي تثبيت نسبي اين تعادل مي‌باشد، اما هنوز مرحله آسيب‌پذيري را پشت سر نگذاشته است.

    طي يك سال گذشته، رويارويي و تقابل جريان ضد ركن جمهوريت نظام و ضد جامعه مدني با رئيس جمهوري موجب بروز حوادثي در سطح كلان سياسي شد؛ اما طراحان و اجراكنندگان اين حوادث در اهداف خود ناموفق بوده‌اند. يكي از علل اين ناكامي‌آن است كه با آنكه اين خط توانسته و هنوز هم مي‌تواند دست به «حادثه‌آفريني»- كه شيوه‌اي شناخته شده و مرسوم در تقابل‌هاي سياسي است- بزند، در شرايط كنوني، هر حادثه‌اي به سرعت به نقطه‌اي مي‌رسد كه ادامه آن موجب زيانهاي جبران‌ناپذيري براي همه طرفهاي درگير، از جمله براي خط راست، در سطوح مختلف مي‌شود، به طوري كه هزينه ادامه تقابل براي طرفين بالا مي‌رود. بنابراين، با همان سرعتي كه حادثه آغاز و بحران ايجاد مي‌شود، به نقطه پاياني بحران و كاهش ظاهري تقابل مي‌رسد. اين امر خود حاكي از آن است كه تعادل ميان نيروها و نهادها، اگرچه هنوز ناپايدار است، اما به نقطه بسيار مهمي ‌در مناسبات قدرت رسيده است كه در آن برخورداري يك نهاد از قدرت بالقوه هميشه معادل برخورداري آن نهاد از امكان اعمال قدرت نمي‌باشد. به عنوان مثال، خط راست اگرچه در انتخابات شكست خورده است، تمام ابزارهاي قدرت يعني قوه مقننه (مجلس و شوراي نگهبان)، قوه قضائيه، دفتر مقام رهبري، فرماندهي نيروهاي مسلح، راديو و تلويزيون، برخي از مطبوعات كثيرالانتشار، بنيادهاي متعدد با قدرت و امكانات عظيم اقتصادي (در مواردي برتر از دولت) را به جز حمايتهاي مردمي ‌در مهار خود دارد. از طرف ديگر، رئيس جمهور تنها در انتخابات پيروز شده و به رغم آن كه حمايتهاي مردم را در اختيا ر دارد، فاقد ابزارهاي لازم براي اعمال قدرت است و به تعبير مرحوم مهندس بازرگان، چاقوي بي‌تيغه‌اي در دست دارد. وجود پديده رو به رشد تعدد و تكثر مراكز و نهادهاي قدرت و گروههاي سياسي و تعادل (اگرچه هنوز ناپايدار) ميان آنها به خط راست اجازه استفاده از تمام امكانات را براي اعمال قدرت نمي‌دهد. زيرا اگر بخواهد بدون توجه به شرايط پيش رود، بايد هزينه سنگيني را كه با اصل موجوديتش رابطه دارد، بپردازد. فهم و توجه به اين قضيه، كه خود علامت فرزانگي و تدبير سياسي است، عامل بازدارنده‌ ادامه تقابل مي‌باشد.

    بسياري از تحليلگران و ناظران علاقه‌مند و متعهد به تثبيت جمهوريت نظام از خود مي‌پرسند كه آيا خط راست پيام دوم خرداد را گرفته و مضمون آن را فهميده است؟ اين سئوال مهمي ‌است. زيرا اگر آن را نفهميده باشد و بخواهد با گردن‌فرازي، تهديدهاي نابخردانه خود را عملي سازد و با بروز علائم عصبانيت‌هاي آسيب شناختي، طرف مقابل را به گردن زدن و زبان بريدن تهديد كند، قطعاً نه تنها خود بلكه كل نظام جمهوري اسلامي‌را به پرتگاه نابودي مي‌كشاند؛ و اين بهايي نيست كه هيچ يك از گروهها و نهادهاي سياسي‌ـ چه خودي و چه غيرخودي، ازجمله خط راست‌ـ حاضر به قبول و پرداخت آن باشد. اين عامل با ارزش و مثبتي در تعادل ناپايدار كنوني است و وجود خود را در تقابل‌هاي يك ساله اخير و حوادث پديد آمده نشان داده است.

  اكنون سؤال مهم اين است كه آيا تجربه يك سال گذشته خط راست رعايت مقررات ناظر بر تعادل نيروها را تحميل كرده است يا خير؟ آيا اين جناح به اصل سازگاري، و نه سازشكاري، در مناسبات سياسي تن در مي‌دهد يا آنكه هنوز به دنبال تحقق تز يا شعار«همه يا هيچ» است؟

  شرط ضروري ديگر براي پايداركردن تعادل كنوني حركت حساب شده و برنامه‌ريزي شده همه نيروهاي سياسي و معتقد به مردم‌سالاري و جامعه مدني به سوي نهادينه كردن آن است. در اين مقطع، لازم است كه دولت آقاي خاتمي ‌و نيروهاي هوادار آن، نيروهاي بازنده درون حاكميت و نيز نيروهاي سياسي بيرون حاكميت، اصل سازگاري سياسي و فكري را بپذيرند. اينك زمان آن فرا رسيده است كه دولت موجبات رفع موانع سياسي موجود بر سر راه فعاليت همه احزاب سياسي بيرون از حاكميت يا مخالف ولي ملتزم به قانون اساسي را فراهم سازد.

  6- در طي يك سال گذشته، تغييرات محسوس و اميدواركننده‌اي در جهت باز شدن جو سياسي جامعه و تحول مثبت به سوي توسعه سياسي ديده شده است. اين تغيير و تحولي است كه همگان به آن اعتراف و اذعان دارند.

    محور اصلي اين تغييرات، در حال حاضر، جو حاكم بر مطبوعات كشور است. در اين مدت، مطبوعات مستقل و غيردولتي جديدي به صحنه آمده‌اند و آن دسته از مطبوعات مستقلي كه پيش از دوم خرداد هم وجود داشته‌اند، با آزادي بيشتري حركت مي‌كنند. بخشي از اين آزادي و تحرك نسبي مرهون اقدامات محدود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ‌است. اما قسمت اعظم و اصلي آن مرهون تغييرات و تحولات عميق سياسي و اجتماعي در جامعه ايران است كه حماسه دوم خرداد را جلوه داد، حضور خود را بر كل جامعه اعمال نمود و فرايند تحولات سياسي را غيرقابل برگشت ساخت.

    يكي ديگر از محورهاي عمده تغييرات سياسي، تحولات اميدبخش در دانشگاهها است. دانشگاههاي ايران، به عنوان نهادهاي معرفي‌كننده واقعي تغييرات سياسي و اجتماعي كل جامعه ايران، بعد از دوم خرداد 76، به مراكز نيروهاي شتاب‌دهنده به فرايند باز شدن جو سياسي جامعه تبديل شده‌اند. اين نيز خود حركتي غيرقابل توقف يا برگشت است. دانشگاههاي ايران، علي‌رغم سالها سركوب، بار ديگر نقش تاريخي پيشتاز و اميدواركننده خود را در فرايند توسعه سياسي ايفا مي‌كنند.

    با وجود اين، در مورد آزادي احزاب سياسي مخالف حاكميت ولي معتقد به نظام، به عنوان يكي از اساسي‌ترين بخشهاي توسعه سياسي، به رغم مواضع مترقي رئيس جمهور و اظهارنظرها و تأكيدهاي مكرر ايشان، هنوز هيچ‌گونه تغييري حاصل نشده و وزارت كشور نتوانسته است گامي ‌متناسب با تعهدات رئيس جمهور بردارد. هنوز نه تنها نهضت آزادي ايران حق فعاليت آزاد را ندارد و به گمان صاحبان قدرت «غيرقانوني» است، بلكه درخواست تشكيل و فعاليت احزاب و گروههاي جديد دگرانديش بيرون حاكميت نيز رد شده است. هنوز هم انجمنهاي مدني، تخصصي و حرفه‌اي‌ـ نظير اتحاديه‌ها و سنديكاههاي مستقل، فارغ و آزاد از مهار مقامات امنيتي‌ـ حق فعاليت ندارند. در زمينه حقوق و آزاديهاي اساسي ملت، هنوز تخلفات و تجاوزهاي خودسرانه بسياري ادامه دارد.

    در اين راستا، دولت آقاي خاتمي ‌بر سر دوراهي تعيين‌كننده‌اي قرار گرفته است. تكرار و تأكيد تعهدات و مواضع كافي نيست و بايد گامي‌ روشن، قاطع و اساسي برداشته شود، وگرنه اعتبار و ارزش سخنان اميدواركننده به سرعت از بين خواهد رفت. تكرار اين سخن حق كه مخالفان قانوني و وفادار به نظام و ملتزم به قانون اساسي نيز حق حيات دارند، بدون آن كه گامي ‌مثبت در راستاي تحقق آن برداشته شود و احزاب سياسي مخالف هم بتوانند آزادانه فعاليت كنند، كارساز نخواهد بود.

    7- بيشتر گروههاي سياسي حامي‌ آقاي خاتمي‌ـ بويژه آنهايي كه خود را در زمره «خودي‌ها» دانسته، در درون حاكميت قرار داشته و از امكانات تبليغي و سياسي، نظير دفتر و روزنامه برخوردارندـ در عمل نشان داده‌اند كه اعتقاد چنداني به آرا و انديشه‌هاي سياسي رئيس جمهور در قلمرو توسعه سياسي و باز شدن جو سياسي و آزادي فعاليت احزاب مخالف ندارند و در طول سال گذشته اقدامات چشمگيري در راستاي بازشدن جو سياسي جامعه انجام نداده‌اند. اين نيز عملاً يكي از مشكلات بزرگ رئيس جمهور است.

    8- دولت آقاي خاتمي ‌در زمينه تنش‌زدايي در روابط بين‌المللي گامهاي مثبتي برداشته است. پيام تاريخي رئيس جمهور به مردم آمريكا و بازتاب گسترده آن، برگزاري موفقيت‌آميز اجلاس سران كنفرانس اسلامي ‌در تهران، بهبود روابط سياسي با برخي ازكشورهاي همسايه و با اروپا، نشانه‌هايي از پيشرفت در اين سياست است. اما هنوز ديپلماسي ايران از آشفتگي ناشي از مناسبات قدرت سياسي در داخل و تداخل پي‌در‌پي نهادهاي غيرمسؤول رنجور است. علاوه بر اين، ساختار و محتوا و اجزاي نهاد ديپلماسي ايران در 18 سال گذشته به شدت اعتبار، ارزش و كارآيي خود را از دست داده است و هنوز اقدامي ‌جدي براي بازسازي آن صورت نگرفته است.

    9- در محور برنامه‌هاي اقتصادي، صنعتي، پولي و مالي، با كمال تأسف در يك سال گذشته بحران نه تنها كاهش نيافته، بلكه شتاب بيشتري پيدا كرده است. فاصله طبقاتي ميان مردم عادي و سرمايه‌داران جديد رشد يافته بعد از انقلاب به سرعت رو به افزايش است. افراد طبقه ثروتمند جديد كه اكثراً وابسته به صاحبان قدرت هستند، به مراتب حريصانه‌تر و بيرحمانه‌تر از افراد و گروههاي مشابه در نظام گذشته، در كار انحصار فعاليت‌هاي اقتصادي و بهره‌كشي‌هاي مضاعف مشغول مي‌باشند. توسن فساد مالي در دستگاههاي مختلف همچنان با سرعت مي‌تازد. اختلاف روزافزون ميان درآمدها و هزينه‌هاي مردم عادي به سطح وحشتناك و غيرقابل تحملي رسيده است بيكاري جوانان و فقدان آينده روشن، همچنان حيات اجتماعي را تهديد مي‌كند. بخش صنعت در بدترين وضعيت تاريخي خود قرار دارد. عملكرد دولت در اين راستا هنوز منجر به نتايج قابل قبول نشده است. البته نمي‌توان و نبايد توقع معجزه‌اي از دولت، بخصوص در زمينه مسائل اقتصادي داشت، اما نگراني از آن است كه جريانها و دستهايي براي از پا درآوردن دولت كنوني از ابزارهاي اقتصادي، و نه سياسي، استفاده كنند. تجربه موفق نظاميان شيلي در سرنگوني دولت مردمي‌ آلنده را نبايد از نظر دور داشت؛ بويژه آن كه بخش اعظم امكانات و بنگاههاي اقتصادي در اختيار نهادهايي است كه نه دولتي، نه تعاوني و نه خصوصي هستند و توسط مديراني كه به صورت مستقيم و يا غيرمستقيم، مخالفت خود را با رئيس جمهور منتخب نشان داده‌اند، اداره مي‌شوند.

    انتظار مي‌رفت كه رئيس جمهور منتخب مردم، براي يافتن چاره اساسي جهت كاهش بحران اقتصادي، به جاي تكيه بر همكاران برگزيده خود در دولت كه اكثراً خود به نوعي مسؤول پديدآمدن وضع بحراني كنوني بوده و هستند، از تمام كارشناسان اقتصادي كشور‌ـ كه در ميان آنها شخصيتهاي برجسته‌ا‌ي وجود دارندـ بدون توجه به گرايشهاي سياسي، فكري و يا اقتصادي، دعوت مي‌كرد و برنامه‌هاي اقتصادي خرد و كلان يا كوتاه مدت و درازمدت را با بهره‌گيري از دانش و تخصص و تجربه اين سرمايه‌هاي ملي تدوين مي‌نمود.

    10- در يك سال گذشته، مردم از راههاي مختلف، حمايت از رئيس جمهور منتخب و هوشياري و نكته سنجي سياسي‌ـ ملي خود را نشان داده‌اند. حادثه هشتم آذر 76، به هنگام پيروزي تيم ملي فوتبال ايران در ملبورن، نمونه‌اي از توجه و آگاهي مردم به ابراز تمايلات و گرايشهاي ويژه سياسي و اجتماعي آنها بود.

    رفتار مردم در انتخابات ميان‌دوره‌اي مجلس شوراي اسلامي ‌نيز حاكي ‌از اعتراض و قهر يكپارچه نسبت به عملكرد جانبدارانه و يكسويه شوراي نگهبان بود. اگرچه نهضت آزادي ايران علي‌الاصول بر مشاركت مثبت مردم در انتخابات تأكيد داشته و دارد، عدم مشاركت مردم به نوع ديگري جريان خط راست انحصارطلب را رسوا كرد؛ به طوري كه در انتخابات مذكور، نفرهاي اول و دوم با آراي كمتر از يك سوم رأي دهندگان و كمتر از دو درصد آراي واجدان شرايط رأي‌دهي، به ناحق به عنوان نمايندگان مردم تهران به مجلس راه يافتند. اگر اين دو فرد‌ـ كه متعلق به دو گروه ظاهراً متفاوت و مخالف سياسي هستندـ حتي مختصري انصاف داشتند، مي‌بايستي اعلام انصراف كرده، از رفتن به مجلس به عنوان نماينده مردم! خودداري مي‌نمودند. قانون جديد انتخابات مجلس و حذف حداقل آراي لازم براي انتخاب شدن، نه تنها نشانه افت اعتبار حاكميت در ميان مردم است، بلكه «عطف به ماسبق» كردن و تعميم آن به انتخابات ميان دوره‌اي‌ـ كه قبل از تصويب قانون برگزار شده بودـ نشانه ديگري از بي‌اعتنايي شيفتگان قدرت به آرا و افكا ر مردم بود.

    11- در ارزيابي نهايي، نهضت آزادي ايران عملكرد رئيس جمهور منتخب مردم را در سال گذشته با توجه به كليه موانع، مشكلات، تقابل‌ها و كارشكني‌ها، مثبت ارزيابي مي‌كند. اگرچه معتقد است كه رئيس جمهور بايد در برخورد با مشكلات و موانع قوي‌تر عمل مي‌كرد. اين كه رئيس جمهور با دورانديشي و تدبير با بحران‌هاي سياسي روبرو شده، آنها را مهار كرده و تسليم برنامه‌هاي تشنج‌زاي گروههاي بازنده در دوم خرداد 76 نشده است و نيز اقدامات ايشان در حذف تشريفات رنگارنگ و پرهيز از نمايشهاي تهوع‌آور در هنگام رفتن به ميان مردم و كاهش هزينه‌هاي زايد، با حسن استقبال مردم روبرو شده است. اصرار و تأكيد رئيس جمهور بر عدم استفاده از عكس ايشان در ادارات، نهادها و مراكز عمومي ‌و دولتي كه گام مثبتي در جهت مبارزه با كيش شخصيت و فردپرستي است، قابل توجه و تحسين مي‌باشد؛ اما رئيس جمهور بايد توجه داشته باشد كه اگر تمام يا بيشتر ابزارهاي قدرت در اختيار جريانهاي مخالف و ناسازگار است، افكار عمومي‌مردم همچنان پشتيبان ايشان مي‌باشد و اين بر عهده رئيس جمهور است كه شيوه‌ها و راههاي بهره‌مندي عملي از اين نيروي عظيم مردمي‌را به كار گيرد.

    زنده‌ياد دكتر محمد مصدق در برابر نيروهاي ستيزه‌گر با جنبش ملي، هم به ارزش آرا و افكار عمومي ‌مردم در معادلات سياسي و در درگيري با مخالفان اعتقاد داشت و هم داراي هنر بهره‌برداري بهينه از نيروي مردم بود. در آن دوران، احزاب سياسي ملي‌ـ اگرچه محدود و ضعيف‌ـ نقش مؤثري در بسيج حمايتهاي مردمي ‌از دولت ملي داشتند. در اين دوران نيز، پيش شرط اصلي و اوليه بهره‌مندي رئيس جمهور از حمايت‌هاي مردمي، هموارسازي راه و بستر فعاليت گروهها و احزاب سياسي مخالف وفادار و بيرون از حاكميت است.

  در پايان، نهضت آزادي ايران بار ديگر موفقيت رئيس جمهور را در ايفاي تعهدات و سوگندهايش از خداوند متعال درخواست مي‌نمايد.

نهضت آزادي ايران