استخراج حضرت آيتالله حاج سيد ابوالفضل موسوي زنجاني
از موسسين جمعيت
ربيع الاول 139٨ برابر اسفند 1356
بسم الله الرحمن الرحيم
كرامت و شرف انساني بموجب آيه كريمه ولقد كرمنا بني آدم از طرف آفريدگار جهان مسجل شده و شامل همه اعضاء خانواده بزرگ بشري است و اعتراف به آن و بحقوق انساني زيربناي آزادي ها و عدالت و صلح جهاني و همزيستي مسالمت آميز است. متاسفانه دز طول تاريخ جز در فترتهاي كوتاه مدت (يعني دوران رهبري و حكومت پيامبران و پيشوايان الهي)اين حقيقت در جامعه هاي بشري ببوته فراموشي سپرده شده است و مورد بي اعتنائي قرار گرفته و همچنان ادامه دارد. هم اكنون ما ناظر جنايتها و خونريزيها و درنده خوئيها و حق كشيها هستيم كه بشر را برتبه وحشيترين حيوان تنزل داده و وجدان انساني را آزار ميدهد. ظلم و استبداد و استثمار از يكسو و ترس و گرسنگي و بينوائي و عصيان از سوي ديگر درگير شده نه تنها همزيستي مسالمت آميز را ممتنع ساخته بلكه ادامه حيات بشر را بخطر انداخته و بانقراض تهديد ميكند و از انفجار قريب الوقوع خبر ميدهد. احساس خطر و نه عواطف انساني و دلسوزي! زعماي دولتهاي نيرومند را بچاره جوئي برانگيخته و در پايان دومين جنگ جهاني منشوري مبني بر اعتراف بحقوق انسان و لزوم رعايت آن تنظيم نموده و روساي قدرتهاي مشترك و بيشتر كشورهاي ديگر آنرا تعهد و امضاء نمودند كه در بدو امر نويد اميد بخشي تلقي گرديد.
ولي برخلاف آرزو و انتظار پس از اندك زماني بصورت پندنامه و توصيه درآمده و فاقد ضمانت اجراي بين المللي گرديد. چنانكه هم اكنون تجاوز بحقوق افراد و ملتهاي ضعيف در سرزمينهاي مختلف بحال خود باقي است و سازمان ملل با خونسردي تماشاگر آنست و تنها بصدور قطعنامه اكتفا ميكند! معهذا اينجانب باتفاق جمعي از دانشمندان و نويسندگان محترم نه بعنوان اعتقاد بهمه مواد منشور حقوق بشر و يا اطمينان بيك عمل موثر از طرف سازمان ملل بلكه نظر بقانون منطقي جدل (يعني الزام طرف مناظره بآنچه كه خود قبول كرده و تعهد نموده است) نامه مبني بر شرح اوضاع جاري كشور و موارد نقض حقوق بشر به دبير كل سازمان ملل نوشته و فرستاديم كه شايد هنوز هم تحت بررسي است! ولي اساساً معتقدم دفاع از حق پيش از اينگونه تشبثات بعهده خود صاحب حق است و آئين مقدس اسلام قرنها پيش از انقلاب فرانسه و تاسيس سازمان ملل (كه بعضي از بيخبران بغلط آنها را مبتكر و پيشگام ميپندارند) حقوق بشر را با توجه به ارزشهاي انساني حتي شامل جنين در رحم مادر كه چشم بجهان نگشاده است كلاً و جزءً معين كرده و ضمانت اجراي آنرا با دستور اكيد امر بمعروف و نهي از منكر بعهده ملت رشيد مسلمان محول نموده است ولو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض.(1) و چون قيام بمطالبه حق فرع آگاهي از حق است لازم بنظر رسيد تا آنجا كه فرصت مراجعه بمدارك آن بود قسمتي از كليات حقوق بشر مستخرج از قرآن مجيد و سنت حضرت خاتم الانبياء و ائمه هدي صلوات الله و سلامه عليهم را در طي بيست و سه ماده باطلاع برادران ايماني برسانم تا هر كس مايل باشد آزادانه از آن پشتيباني نموده و بطرفداران حقوق بشر بپيوندد. توفيق همگي را از پيشگاه قادر متعال خواستارم.
ماده اول
همه افراد بشر عضو خانواده بزرگ انساني و داراي احترام و حقوق متقابل هستند و لقد كرمنا بني آدم و حملنا هم في البر و البحر و رزقناهم من الطيبات و فضلنا هم علي كثير ممن خلقنا تفضيلاً. 2
وهمه آنها از موهبت خرد و وجدان برخوردارند و الله اخرجكم من بطون امهاتكم لا تعلمون شيئاً و جعل لكم السمع و الابصار و الافئده لعلم تشكرون3 ولا اقسم بالنفس الوامه. 4 و همگي از يك پدر و مادر بوجود آمده اند و طبعاً برادر و خواهر يكديگرند. يا ايها الناس اتقوا ربكم الذي خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجهاوبث منهما رجالاً كثيراً و نساءً. 5 و اميرالمومنين صلوات الله عليه فرموده: الانسان اخو الانسان احب ام كره. 6
ماده دوم
اختلاف رنگ بشره و نژاد و لغت و زاد و بوم نميتواند منشاء امتياز و برتري گروهي بر گروه ديگر يا فردي بر فرد ديگر باشد و همه افراد بشر بيكسان از حقوق انساني بهره مند هستند يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و اثني و جعلناكم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم. (2) كلكم لاءدم و آدم من تراب ليس لعربي علي عجمي و لا لعجمي علي عربي و لا لاء حمر علي اسود و لا لاء سود علي احمر فضل الا بالتقوي. 1 الناس سواسيه كاسنان المشط. 2 و خدا بشر را برد و نوع آزاد و برده نيافريده است و همه آنان آزاد بوجود آمده اند. لا تكن عبد غيرك و قد جعلك الله حراً. 3
ماده سوم
همه افراد بشر در برابر قانون مساوي بوده و قانون بدون تبعيض بايد درباره همه اعم از خويشاوند و بيگانه و توانگر و تهيدست و دوست و دشمن اجر بشود يا ايها الذين آمنوا كونوا قوامين بالقسط شهداء لله و لو علي انفسكم اوالوالدين و الاقربين ان يكن غنياً او فقيراً فالله اولي بهما فلا تتبعوا الهوي. 4 و لا يجر منكم شنان قوم علي ان لا تعدلوا. 5 انما هلك من قبلكم انهم كانوا اذا سرق فيهم شريف تركوه و اذا سرق ضعيف اقاموا عليه الحد. 6 عليكم بالعدل علي الصديق و العدو. 7 لاتبعوا علي اهل القبله و لا تظلموا اهل الذمه. ٨
ماده چهارم
همه افراد بشر حق دارند از نعمت حيات برخوردار باشند و اين حق براي همه تضمين شده است.
و لا تقتلوا النفس التي حرم الله الا بالحق. 1 من قتل نفساً بغير نفس او فساد في الارض فكانما قتل الناس جميعاً. 2 و همچنين از حق امنيت همگي بهره مندهستند و هيچ كس را از كسي ديگر سلب امنيت بكند و سخت ترين كيفر درباره او مقرر شده است انما جزاء الذين يحاربون الله و رسوله ان يقتلوا و يصلبوا او تقطع ايديهم و ارجلهم من خلاف او ينفوا من الارض. 3 و نيز همه افراد از حق آزادي برخوردارند و نميتوان كسي را به بردگي گرفت يا بتجارت برده فروشي پرداخت فلا اقتحم العقبه. و ما ادراك ما العقبه. فك رقبه. او اطعام في يوم ذي مسفبه. شر الناس من يبيع الناس.
ماده پنجم
هيچ يك از افراد بشر را در مورد اخذ اعتراف يا بهر منظور ديگر نميتوان آزار و شكنجه روحي يا بدني داد يا درباره اش وحشيانه و توهين آميز رفتار كرده و بشرف و آبرويش لطمه وارد ساخت ان الله يعذب الذين يعذبون الناس في الدنيا. 6 ظهر المسلم حمي الا بحقه. 7 من آذي ذمياً فقد آذاني. ٨
ماده ششم
همه افراد بشر حق دارند براي احقاق حق خود يا دفاع و رفع تجاوز ديگران به دادگاه صالح مراجعه و دادخواهي نمايند و ياري طلبند و بقانون عل دادرسي بشوند و لمن انتصر من بعد ظلمه فاولئك ما عليهم من سبيل. انما السبيل علي الذين يظلمون الناس و يبغون في الارض بغير الحق. 9
ماده هفتم
هيچكس را نميتوان خودسرانه باز داشت يا زنداني يا تبعيد نموده و الذين يوءذون المومنين و المومنات بغير ما اكتسبوا فقد احتملوا بهتاناً و اثماً مبيناً! 1
ماده هشتم
متهم مادام كه در دادگاه صالح و علني و بيطرف با در اختيار داشتن و سيله و آزادي در دفاع از حق خود جرمش ثابت نشده و محكوم عليه نگشته است بري و بيگناه شناخته ميشود فا ذلم ياتوا بالشهداء فاولئك عندالله هم الكاذبون. 2 و هيچكس را بيشتر از آنچه كه قانون معين كرده است نميتوان مجازات كرد جزاء و فاقاً. 3 ولكنه يصنع بهم علي قدر جنايتهم. 4
ماده نهم
هيچ كس نبايد در خصوصيات زندگي افراد و خانواده هايشان و در مراسلات آنان فضولانه مداخله كند يا خانه و محل كار اشخاص را مورد تفتيش قرار بدهد ولا تجسسوا5 و نبايد سر زده بخانه كسي پاي بنهد لا تدخلوا بيوتاً غير بيوتكم حتي تستانسوا و تسلموا علي اهلها. 6 و اذ قيل لكم ارجعوا فارجعوا7
همه افراد بشر حق دارنداز اينگونه تعرضات ناروا در امان باشند.
ماده دهم
هر كسي حق دارد در كشور خود هر جا كه مايل باشد اقامت گزيند و يا آزادانه بكشور ديگر مهاجرت بنمايد يا عبادي ان ارضي واسعه فاياي فا عبدون. ٨ يا در اثر فشار و سختگيريهاي ناروي دستگاه حاكم بكشور ديگر پناهنده شود قالوا الم تكن ارض الله واسعه فتهاجروا فيها. 9 خير البلاد ما حملك. 10
ماده يازدهم
هر كس حق دارد آزادانه تابعيت كشور دلخواه خودش را بپذيرد ليس بلد باحق بك من بلد. 1 من ضيعه الاء قرب اتيح له الاء بعد. 2
ماده دوازدهم
هر يك از مرد و زن كه به سن ازدواج رسيده اند حق دارند با رضا و رغبت خود همسر انتخاب كرده و تشكيل خانواده بدهند و كسي ديگر نبايد در امر ازدواج آنها مداخله كند ولا تعضلو هن ان ينكحن ازواجهن. 3 و لكن زن مسلمان نميتواند و حق ندارد با مرد غير مسلمان ازدواج بكند لا هن حل لهم و لا هم يحلون لهن. 4 هر يك از زن و شو هر در آغاز ازدواج و دوران زناشوئي و بهنگام جدائي از حقوق مشروعه و متقابله برخوردار خواهند بود ولهن مثل الذي عليهن بالمعروف. 5 و در دوران زناشوئي رياست و وظيفه سرپرستي و ترفيه وضع زندگاني خانواده با شوهر است. الرجال قوامون علي النساء. 6 وللرجال عليهن درجه. 7
ماده سيزدهم
هر يك از مردان و زنان حق تملك و استقلال تصرف دارند و ميتوانند از اين حق چه بصورت انفرادي چه بصورت اشتراكي استفاده بنمايند للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن. ٨ شوهر حق ندارد چه در دوران ازدواج چه بهنگام جدائي زني را زيرفشار قرار داده و يا بحيله و نيرنگ و تهمت زدن بر وي همه يا قسمتي از مهر يا ساير اموال زنرا از او بگيرد و لا تعضلوا هن لتذهبوا ببعض ما اتيموهن. 9 و آتيتم احدا هن قنطاراً فلا تاخذوا منه شيئاً10
ماده چهاردهم
يهودي و مسيحي و زرتشتي كه در كشورهاي اسلامي در حمايت جامعه مسلمين بسر ميبرند از حقوق انساني و همزيستي مسالمت آميز بشرط مراعات شروط ذمه برخوردار خواهند بود و در احوال شخصيه و حل و فصل اختلافات فيمابين خودشان حق مراجه بقضات و روحانيان مذاهب خود دارند و ميتوانند مراسم و آداب مذهبي خودشانرا بصورت انفرادي و بصورت دسته جمعي در معابدشان برگزار بنمايند. لا ينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم في الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبروهم و تقسطوا اليهم ان الله يحب المقسطين. 1 و نبايد آنها را بترك دين شان مجبور كرد لا اكراه في الدين. 2
ماده پانزدهم
نوع بشر كه از مواهب فكر و بيان و قلم برخوردار است حق دارد همه اين تجهيزات و موهبتها را بكار برد و در امور مربوط بدين و دنيا بتفكر بپردازد. كذلك يبين الله لكم الايات لعلكم تتفكرون في الدنيا و الاخره. 3 الفكر مراه صافيه. 4 و حق دارد افكار خود را شفاهاً بديگران عرضه بنمايد خلق الانسان علمه البيان. 5 و حق دارد انديشه هايش را بقلم آورد و ربك الاكرم الذي علم بالقلم. 6 و حق دارد آراء و افكار ديگرانرا هم بررسي بنمايد و آنچه را كه بهتر و سازنده تر بداند برگزيند فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب. 7 من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء. ٨
ماده شانزدهم
هر كس حق دارد آزادانه عضويت جمعيتي را بپذيرد يا در اجتماعات مسالمت جو شركت بنمايد و نميتوان كسي را بعضويت جمعيت مخصوصي مجبور نمود قل كل يعمل علي شاكلته. 1
ماده هفدهم
هر كس حق دارد با داشتن صلاحيت و كفايت در شرايط متساوي بدون در نظر گرفتن طبقه اجتماعي وي متصدي مشاغل كشوري بشود و هيچ چيز جز كارداني و امانت شرط ارجاع مقام و منصب نيست ان خير من استاجرت القوي الامين. 2 و زاده بسطه في العلم و الجسم. 3 لو سلمتم الامر الاهله لسلمتم4
ولي تصدي منصب زمامداري و فرماندهي و قضاوت و سياست و سربازي و سپاهيگري مخصوص و مختص بمردان است.
ماده هيجدهم
هر كس حق و وظيفه دارد كار و پيشه مشروعي براي خود انتخاب كند فلا تكسل في معيشتك فتكون كلا ً علي غيرك. 5 و حق دارد مستقلاً از ثمره كارو كوشش خودش بهره مند باشد و فحناه ايديهم لا تكون لغير افواههم. 6 و اگر از طرف كارفرما بكاري گماشته شود حق دارد از مزد متناسب با كارو كافي براي زندگاني خود و خانواده اش برخوردار گردد و فرصت استراحت و تجديد قوي بوي داده شود و در بحرانهاي بيكاري مورد حمايت دولت و جامعه قرار گيرد و بفقر و ذلت نيفتد استعملتموه حتي اذا كبر و عجز منعتموه! انفقوا عليه من بيت المال. 7 و هيچ كس را نمي توان بكاري كه مايل نيست مجبور كرد لا اودان اجبرا احدا علي عمل يكرهه. ٨
ماده نوزدهم
هر كس حق دارد از معيشت متوسط و از سلامت و رفاه خود و خانواده اش از جهت غذا و مسكن و لباس و بهداشت و ساير خدمات اجتماعي برخوردار شود و در حوادث غير اختياري مانند بيماري و از كار افتادگي و زيانهاي طبيعي مانند سيل و زلزله و غيره بالخصوص بيوه زنان و كودكان بي سرپرست مورد رعايت دولت و جامعه قرار گيرند و انفقوا مما جعلكم مستخلفين فيه. 1 و به فساد و آلودگي بكارهاي غير انساني كشانده نشوند و تعاونوا علي البر و التقوي. 2
ماده بيستم
چون قواي هر كشور ناشي از ملت و توده مردم است هر كس حق دارد در امور و اداره كشور خود مستقيماً يا بوسيله نمايندگاني كه با آزادي كامل انتخاب شده باشند اظهار نظر بنمايد و امرهم شوري بينهم و مما رزقناهم ينفقون. 3 و حق دارد از كارهاي خلاف مصالح عمومي و تصميمات ناروي زمامداران انتقاد و اعتراض بنمايد و المومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض يا مرون بالمعروف و ينهون عن المنكر. 4 من راي منكراً فيغيره بيده و الا فبلسانه و الا فبقلبه. 5 افضل الجهاد كلمه حق عند سلطان جائر. 6 و هر گاه روش دستگاه حاكم به نقض قوانين اسلام و باستبداد و خودسري بيانجامد حق عصيان تا آنجا كه حاكم جائر را سر جاي خود بنشاند براي توده مردم محفوظ است. و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض. 7
و الذين اذا اصابهم البغي هم ينتصرون 1 لا طاعه لمخلوق في معصيه الخالق و انما الطاعه في المعروف2
ماده بيست و يكم
هر كس حق دارد براي رشد و كمال شخصيت انساني خود از تعليم و تربيت برخوردار گردد اعم از تعليمات ابتدائي و متوسطه و حرفه و در شرايط متساوي و آمادگي از تعليمات عاليه طلب العلم فريضه علي كل مسلم. 3 الاوان طلب العلم اوجب عليكم من طلب المال. 4 و نيز حق دارد او علوم و معارف ملل ديگر استفاده و اقتباس بكند اعلم الناس من جمع علم الناس الي علمه. 5
ماده بيست و دوم
آزادي افراد محدود است باينكه موجب زيان و تجاوز بحق ديگران و سلب آزادي آنان نباشد لا َضَرر و لا ضَرار فٍي اْلاسلام. 6 و نيز بر خلاف مصالح عمومي عملي انجام ندهد ان قوماً ركبوا في سفينه فاقتسموها فصارلكل رجل منهم موضع فنقر رجل منهم موضعه بفاس فقالوا له: ما ذا تصنع؟ قال: هو مكاني اصنع فيه ما اشاء فان اخذوا علي يده نجا و نجوا وان تركوه هلك و هلكوا. 7
ماده بيست و سوم
هركس حق دارد از نظامي كه در آن همه اين حقوق موبمو اجرا ميشود برخوردار گردد اِعتَصِموْا باِلذَممِ في اَوتادِها. ٨
پايان
سيد ابوالفضل موسوي
ربيع الاول 139٨
(1) اگر خدا برخي مردم را در برابر برخي ديگر (زورگويان) برنميانگيخت فساد روي زمين را فرا ميگرفت
(2)- اي مردم همه شما را راز يك مرد و زن آفريديم و بصورت ملتها و خاندانها درآورديم تا يكديگر را بشناسيد همانا ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزكارترين است. (13 سوره حجرات).
1- همه تان فرزندان آدم هستيد و آدم از خاك پدبد آمده است و عرب را بر عجم و عجم را بر عرب و سفيد را بر سياه و سياه را بر سفيد برتري تيست جز به تقوي. (حديث نبوي 43 سيره ابن هشام).
2- مردم همه يكسان و برابر هستند مانند دندانه هاي شانه.
3- بنده كسي نباش همانا خدا تو را آزاد آفريده است. (نهج البلاغه).
4- اي گروه مومنان پاسدار عدالت باشيد در گواهي دادن خدا را در نظر بگيريد هر چند بزيان خودتان يا پدر و مادر و خويشاوندانتان باشد و بنا حق از هيچكس چه توانگر باشد چه تهيدست جانبداري نكنيد خدا اولي برعايت حق آنان است و در حكم و شهادت هرگز از هواي نفس پيروي نكنيد. (135 سوره نساء).
5- دشمني با قومي شمار ار به بي عدالتي وادار نكند (8 سوره مائده).
6- پيشينايان شما نابود شدند بدان سبب كه بمساوات حكم نميكردند هر گاه يكنفر از سردمداران دزدي ميكرد او را رها مينمودند هر گاه فرد ضعيفي دزدي ميكرد مجازاتش مينمودند. (حديث نبوي 4 بخاري).
7- بر شما است درباره دوست و دشمن به عدالت رفتار كنيد.
8- به اهل قبله (مسلمانان) زور نگوئيد و به اهل ذمه (غير مسلمانان) ستم روا نداريد. (نهج البلاغه).
1- هرگز كسي را كه خدا خونش را حرام كرده است بنا حق نشكيد. (151 سوره انعام).
2- هركس نفسي را كه خوني نريخته و با فسادي در روي زمين بر نيانگيخته است بقتل برساند مانند آنست كه همه مردم را كشته است. (32 سوره مائده).
3- همانا مجازات كساني كه با خدا و رسول او بستيز برخواسته و در روي زمين فساد برانگيخته و سلب امنيت مينمايند آنست كه كشته شوند و يا بدار آويخته شوند و يا دست و پايشان چپ و راست بريده شود. (سوره مائده 32).
4- بشر ناموفق برفع مشكلات زندگي انسانها تن در نداد بردگي و گرسنگي را از ميان برنداشت. (11-12-13-14- سوره بلد)
5- برترين مردم كسي است كه انسانها را ميفروشد.
6- خدا آننرا كه در دنيا بمردم شكنجه و آزار ميدهند عذاب خواهد كرد. (حديث نبوي 44 – مسلم).
7- پشت و سر و بر مسلمان در حمايت قانون است و جز بحكم قانون نميتوان بوي تازيانه زد. (حديث نيوي 44).
8- هر كس فرد ذمي را كه در حمايت اسلام زيست ميكند آزار بدهد مرا آزار داده است. (حديث نبوي 43 – شرح ابن ميثم)
9- هر كس كه ستمي بر او رفته بداد خواهي برخيزد و ياري طلبد نبايد مورد مواخذه شود مسئوليت و مواخذه متوجه آنگروه است كه بمردم ستم روا ميدارند و در روي زمين بنا حق زور ميگويند (41-42 شوري .
