مصاحبه با آقاي مهندس ابوالفضل حكيمي همكار منتخب هيئت اعزامي امام خميني به تأسيسات نفت جنوب جهت تأمين مصرف داخلي
بنام خدا
آقاي مهندس حكيمي همچنانكه اطلاع داريد اسناد مربوط به مأموريت هيئت اعزامي امام خميني به تأسيسات نفت جنوب دردست جمعآوري است. ازآنجاكه جنابعالي نيز در انجام اجراي اين امر مهم مردمي سهيم بودهايد تقاضا دارم موقع و نقش خودتان را روشن بفرمائيد و چگونگي مشاركتتان را توضيح دهيد.
بسمالله الرحمن الرحيم
ابتدا گوشهاي از شرح اقدامات هيئت اعزامي امام خميني به تأسيسات نفت جنوب جهت تأمين مصرف داخلي را شرح ميدهم و بعد نقشي را كه به اينجانب جهت كمك به هيئت در واحد پخش مواد نفتي محول شده بود عرض ميكنم.
براي روشن شدن كارهايي كه در اين زمينه انجام گرفته است شايد بهتر باشد از چگونگي تشكيل اين هيئت شروع نمايم. اعتصابات كاركنان تأسيسات بالا گرفته بود و چيزي كه رژيم تصور ميكرد اين بود كه قطع مواد نفتي و وجود زمستان و سرما، مردم را از ادامه اعتصاب باز دارد ولي نه تنها چنين نشد بلكه موجب تشديد اعتصابات شد. كارگران مؤمن و معتقد و متعهد صنعت نفت از آبادان، مسجدسليمان و پالايشگاههاي تهران و غيره كه كار را تعطيل كرده بودند اغلب به منزل حضرت آيتالله طالقاني مراجعه ميكردند. در آنجا با تعدادي از آنها آشنا شديم و به وسايلي درمورد خصوصيات آنها تحقيق مينموديم و بعد نقشهايي به آنها محول ميشد. كمكم اعتصابات همهگير ميشد و به تدريج آثار فلج شدن صنعت نفت آشكار ميگرديد.
رژيم كه ابتدا شايد بيعلاقه نبود كه پالايشگاهها متوقف شوند و توليد داخلي به صفر برسد كمكم ديد خارك و لاوان كه بزرگترين مراكز صادرات نفتي كشور بودند و روزانه تا حدود شش ميليون بشكه نفت صادر مينمودند نيز برخلاف انتظارش متوقف گرديدند و كارگران حاضر نشدند به نفتكشها نفت تحويل دهند.
رژيم سختترين فشارها را روي كارگران استخراج و توليد و بارگيري وارد ميكرد و تهديد كرده بود كه اگر كار نكنند خانههاي سازمانيشان را خواهد گرفت و اثاثيهشان را توي خيابان خواهد ريخت. وضع كارگران هم طوري بود كه اگر يك ماه حقوق نميگرفتند نميتوانستند ادامه زندگي بدهند. امام در اعلاميههاشان به مردم تكليف كرده بودند كه مخصوصاً به كارگران مناطق نفتي كمك بكنند اين بود كه براي همه ما وظيفه بود كه كمك برسانيم افراد خير زيادي به منزل آقاي طالقاني مراجعه مينمودند و پول ميدادند. اقلام يكصدهزار تومان و دويست هزار تومان هم پرداخت ميشد. آقا سعي ميكردند خودشان هيچگونه دخالتي در دريافتها و پرداختها نداشته باشند. اكثراً دريافتها و هزينهها بوسيله آقاي علي بابائي و گاهي بوسيله اينجانب صورت ميگرفت و بلافاصله همان روز به آبادان، مسجدسليمان و اهواز ارسال ميشد. البته از طريق ديگر هم كه بعدها بيشتر شكل گرفت پول ارسال ميشد. ميدانم كه مرحوم آقاي بهشتي نيز يكي از افرادي بودند كه به مناطق نفتي پول ميرساندند. البته با فاصله زماني كه حداقل دو سه هفته بعد از ملاقات آقاي طالقاني بود اين كار شد. درهرصورت استمرار اين عمل، كارگران را مطمئن ساخت و رژيم نتوانست آنها را به زانو درآورد.
منزل آقاي طالقاني به تدريج مركزيت عمده پيدا كرد. بعداً كه من مسئوليت پخش مواد نفتي را پيدا نمودم و كمتر منزل ايشان ميآمدم منزل ايشان دفتر و دستك منظمي پيدا كرده بود و آقاي بديعزادگان بيشتر از ديگران آنجا بودند. چون آقاي علي بابائي هم ظاهراً قهر كرده بودند و منزل ايشان نميرفتند و يا لااقل به كارها دخالت نميكردند و اما برگرديم جلوتر، روزهايي كه اعتصابات مناطق نفتي به اوج خود رسيده بود و رژيم متوجه شد صادرات مواد نفتي متوقف گرديده است، در حقيقت مرگ رژيم از همين لحظه شروع شد. عدهاي از مهندسين و متخصصين شركت نفت به منزل آقاي طالقاني مراجعه مينمودند و گزارشات مختلف به ايشان ميرسيد. كارگران پالايشگاهها و مناطق نفتي كه زياد … آن روزها بحث بر سر اين بود كه رژيم تمام ذخيرههاي نفتي را فقط به آرتش تحويل ميدهد تا مردم را در مضيقه قرار دهد. براي اين موضوع بود كه آقاي طالقاني سرهنگ امير رحيمي را مأمور مذاكره با انتظام رئيس وقت شركت نفت نمودند. يكي دوبار با انتظام ملاقات كرده بود و اطمينانهايي براي آقاي طالقاني آورده بود. اما با چند روز فاصله زماني امام حكمي دائر به انتخاب آقاي مهندس بازرگان، مهندس كتيرائي، حجتالاسلام علياكبرهاشميرفسنجاني براي راهاندازي صنعت نفت به ميزان مصرف داخلي صادر كردند. هيئت ميبايست دو نفر ديگر را خود انتخاب ميكرد كه آقايان مهندس صباغيان و مهندس حسيبي به جمع سه نفر اضافه شدند.
هيئت شروع به كار را با مذاكره با انتظام آغاز نمود. متأسفانه پس از اولين ملاقات آقاي مهندس بازرگان با انتظام، برخورد شديدي بين آقاي مهندس بازرگان و سرهنگ رحيمي رخ داد كه با بينش وسيع حضرت آيتالله طالقاني سريعاً خاتمه يافت. آقاي طالقاني صراحتاً اعلام داشتند از اين لحظهاي كه امام در مورد كارهاي نفت هيئتي را تعيين نمودهاند من در اين مورد هيچگونه دخالتي نميكنم و خودم و تمام افرادي كه به من در اين خصوص مراجعه ميكنند در اختيار هيئت منتخب امام هستيم. به اين ترتيب غائله ختم شد و قرار شد ديگر سرهنگ رحيمي به انتظام مراجعه نكند حتي وقت ملاقاتي كه گرفته شده بود تلفني لغو گرديد.
به هرصورت انتظام به آقاي مهندس بازرگان نيز گفته بود كه آرتش به هيچوجه مواد نفتي را ذخيره نكرده است بعدها كه اينجانب به امور پخش و ذخيره مواد نفتي وارد شدم معلوم شد كه حرف انتظام درست بوده است چرا كه اصولاً آرتش منبع ذخيره مواد نفتي ندارد كه بتواند ذخيره بكند بلكه ذخيره آرتش ميبايست در منبعهاي شركت نفت در انبار نفت ذخيره بماند كه آنهم ادارهش بدست ما افتاده بود و بعدها سهمي هم براي آرتش تعيين كرده بوديم كه طبق آن تحويل ميداديم.
پس از اينكه هيئت كارهاي مقدماتي را در تهران تمام كرد براي راهاندازي تأسيسات نفت جنوب به آنجا عزيمت كرد، گزارشات روزانه هيئت از طريق دفتر ما به اطلاع مردم ميرسيد. روزانه چندين بار از جنوب (اهواز، آبادان، مسجدسليمان) با تهران تماس گرفته ميشد و گزارش اقدامات را ميدادند. ما اين گزارشات را همراه با اخبار مهم ديگر تنظيم ميكرديم و بصورت نشريهاي درآورده و همانجا با زيراكس تكثير ميكرديم كه در سطح نسبتاً وسيعي در اختيار مردم قرار ميگرفت، علاوهبر من و برادرم ابراهيم حكيمي، آقايان دكتر فريدون سحابي، مهندس عربزاده، مهندس توسلي و چند نفر ديگر از برادران روي اخذ گزارشات از جنوب و تهيه و تنظيم نشريه كار ميكردند و من بيشتر در اداره پخش شركت نفت در خيابان ثريا (سميه فعلي) بودم و تنظيم و تقسيم مواد نفتي و تعيين سهم شهرستانها و نحوه توزيع فرآوردههاي نفتي در سطح تهران را زير نظر داشتم. كارهاي عمدهاي كه در اداره پخش شركت نفت بوسيله اينجانب انجام گرفت به دو دسته تقسيم ميشد:
الف) توزيع مواد نفتي ـ شامل توزيع تهران و توزيع سهم شهرستانها.
ب ) مسائل كارگري ـ شامل بخصوص مسائل كارگران و تكنسينهاي خط لوله، مسائل كارگران پالايشگاه تهران و ارتباط با پالايشگاههاي شهرستانها.
الف) تـوزيـع:
1- توزيع تهران شامل پمپبنزينها، نفتفروشيها، گازوئيل مصرفي منازل و نقش مردم در هريك از اين ارگانها.
مهمترين مسئله، مسئله تأمين نفت سفيد مصرفي منازل بود. طبق آمار موجود در دوائر پخش شركت نفت، در ماههاي آذر و دي و بهمن سال 56، متوسط مصرف روزانه نفت سفيد در تهران بين 9 تا 5/10 ميليون ليتر بوده است ولي در آذرماه سال 57 بطور متوسط روزانه بين 5 تا 5/5 ميليون ليتر در تهران توزيع شده بود و ذخائر به شدت سقوط نموده بود بطوريكه در ديماه روزانه بطور متوسط بيش از دو ميليون ليتر توزيع نشد.
در هشتم ديماه 1357 حكم امام دائر به تعيين هيئت براي راهاندازي صنايع نفت جهت مصرف داخلي صادر ميشود و هيئت مشغول اقدام ميگردد.
بيان اين نكته ضروريست كه چند سالي بود رژيم مقداري نفت سفيد براي تأمين كسري مصرف زمستان كشور وارد مينمود البته كسي از اين جريان خبر نداشت جز خود شركت نفت كه فكر ميكنم از سال 1354 اقدام به اين عمل نموده بودند و اميد داشتند با راه افتادن پالايشگاه اصفهان از واردات نفت سفيد بينياز شوند.
همانطوركه قبلاً اشاره كردم هيئت پس از چندين جلسه مذاكره با انتظام رئيس هيئت مديره و مديرعامل شركت نفت، تلفني هر روز در جريان كار قرار ميگرفتيم و مسائل مهم و گزارشات را بصورت نشريه منتشر ميكرديم.
از آذرماه صفهاي طويلي جلو پمپبنزينها براي دريافت بنزين تشكيل ميشد و پس از مدتي كه هيئت از جنوب برگشتند و روزيكه برنامه داشتيم به پالايشگاه تهران برويم آقاي مهندس كتيرائي در بين راه سئوال كردند كه: حالا كه كار راه افتاده است چرا پمپبنزينها هنوز اينقدر شلوغ است؟
من براي ايشان و ساير اعضاء هيئت، مكانيسم توزيع مواد نفتي را توضيح دادم و بيان كردم كه چه مدت زمان و وقت لازم است تا اين صفها شكسته شود. اقداماتي كه بلافاصله پس از مستقر شدن در اداره پخش شركت نفت انجام داديم اينكه كميتههاي توزيع محلات را بوجود آورديم و از امامان جماعت كليه مساجد دعوت بعمل آمد كه افراد معتمد محل و جوانهاي فعال خود را به ما معرفي كنند. در جلسهاي تمام اين افراد در سالن سخنراني جمع شدند در بين جمع يكي دو نفر از روحانيون مساجد شخصاً آمده بودند. بنده مطالبي را براي شركتكنندگان بيان نمودم. از همان لحظه هستههاي نفترساني، در محلات بوجود آمد. ايثار و فداكاري در حد غيرباور ديده ميشد بطوريكه پس از دو هفته در تمام محلات اين كميتهها تشكيل گرديد و هر محلهاي با سليقه خودش توزيع نفت را كنترل مينمود يكي ليست تهيه مينمود، در محلهاي كارت توزيع نوبتي تهيه شده بود و درجاي ديگر با ثبت در دفتر اين كار را كنترل ميكردند. تمام تلاش من اين بود كه به تناسب نياز محله نفت به نفت فروشيها تحويل گردد. اشكالات نفترساني زياد بود مخصوصاً قطع برق اشكالات زيادي در كل توزيع بوجود ميآورد. زيرا با قطع شدن برق كه اغلب براي مبارزه با رژيم انجام ميگرفت سيستم پمپهاي توزيع نفت به نفتكشها درانبار نفت از كار ميافتاد و در نتيجه در هر شبانه روز چندين ساعت كار متوقف ميشد و باعث تأخير در رساندن نفت سفيد به عاملين فروش و بنزين به پمپبنزين و نفت گاز منازل ميشد ولي براي جبران اين تأخيرها تلاش ميشد و با اضافه كار كردن كارگران در مدتي كه هيئت مشغول كار شده بود تا حدي جبران گرديد.
تعيين سهميه نفت سفيد براي مرغداريها و گاوداريها
براي كنترل و رساندن نفت بخصوص به مراغداريها، كه عدم وجود نفت باعث پائين آمدن درجه حرارت سالنهاي مرغداري ميشود و مرغها ميميرند، از آقاي اكبر عربزاده كه آشنايي كامل به تمام مرغداريها داشتند كمك گرفته شد و تمام سهميه نفت مرغداريها با تعيين ميزان از طرف ايشان تحويل ميشد و همين روش را براي گاوداريها نيز استفاده نموديم كه مسئوليتش به عهده آقاي ايرج سحابي گذارده شده بود و بدين ترتيب مرغداريها و گاوداريها از تلفات سرما نجات پيدا كردند.
براي شهرستانها نيز طبق برنامهاي كه اداره امور شهرستانها عهدهدار آن بود مواد سوختي حمل ميگرديد كه روزانه گزارش آن ديده ميشد و برحسب ميزان ذخائر برنامه شهرستانها تنظيم گرديد.
توزيع نفت گاز منازل
مشكل بزرگي كه عاملين توزيع نفت گاز براي مشتريهايشان بوجود آورده بودند اين بود كه به تلفنها جواب نميدادند “مثل شركتهاي توزيع گاز فعلي” اين مشكل هم توسط دانشجويان برطرف گرديد. از تعدادي دانشجو دعوت بعمل آمد و هر دو نفر را مسئول يكي از عاملين فروش نموديم تا به تلفنهاي مشتريها جواب بدهند و مطابق دستور آنها نفت گاز به منازل توزيع ميشد و اگر عاملين تخلف ميكردند سهيمهشان قطع ميگرديد و بدين ترتيب كار توزيع نفت گاز سروسامان گرفت و تا حدودي مردم راضي شدند.
پمپهاي بنزين
براي كنترل پمپهاي بنزين و نظارت بر توزيع بنزين افرادي را در پمپهاي بنزين مستقر نموديم كه تمام توزيع را در پمپبنزينها زيرنظر داشته باشند. اين نظار با بازوبندي كه بدست بسته بودند مشخص شده بودند و از صبح تا ساعت 9 تا 10 شب در محل پمپهاي بنزين مستقر بودند و كار توزيع پس از يك هفته به حال عادي برگشت بطوريكه هر اتومبيل پس از ده دقيقه تا يك ربع ميتوانست بنزين بگيرد.
اين جريان تنظيم و تقسيم مواد نفتي و تعيين سهم شهرستانها و نحوه توزيع فرآوردههاي نفتي در سطح تهران و به كمك مردم ادامه داشت تا روز 22 بهمن كه رژيم واژگون شد و همه چيز در اختيار مردم قرار گرفت.
ب ) مسائل كارگري:
مهمترين مسئلهاي كه جلوي ما قرار داشت برخورد با كارگران مختلف شركت نفت بود، چه كارگران پالايشگاه آبادان و چه كارگران پالايشگاههاي تهران و تبريز و چه كارگران استخراج در مسجدسليمان و اهواز و غيره. هر روز افراد مختلفي به منزل حضرت آيتالله طالقاني مراجعه ميكردند و خود را نمايندگان كارگران معرفي مينمودند. ما سعي ميكرديم ضمن جلب رضايت آنها و برخورد دوستانه، ميزان نفوذ و محبوبيت آنها را كسب كنيم و نيز در بحثها حتيالمقدور اطلاعاتي بدست آوريم كه آيا اينها از كارگران متعهد و مسلمان هستند و يا بينشهاي چپي دارند؟. يادم نميرود، يك روز پنج نفر از كارگران پالايشگاه آبادان و تلمبهخانه اهواز به منزل آيتالله طالقاني آمدند و يكي دو روز هم وقت ما را گرفتند و بحثهاي مختلفي را مطرح كردند و ادعاهايي داشتند و حتي به هيئتي كه در آن موقع هنوز در جنوب مشغول كار بود، اعتراض داشتند. بعدها كه هيئت به تهران برگشت وقتي مشخصات اين پنج نفر را به آنها گفتيم معلوم شد در اهواز هم خيلي مزاحم كارهاي هيئت بودهاند و با اطلاعاتي كه هيئت در محل كسب كرده بود، مشخص شد كه حداقل سه نفر از آنها از تودهايهاي با سابقه بودهاند.
بيشترين مشكلات و مسائل كارگري در تهران و مربوط به واحد خط لوله انبار ري بود كه متأسفانه عناصر مزاحمي در بينشان وجود داشت كه اخلالهايي ولي نه چندان مؤثر مينمودند.
ولي درعوض پالايشگاه تهران دربست در اختيار ما بود بخصوص در بين كارگران پالايشگاه تهران برادري مؤمن و باهوش به نام آقاي امينيان وجود داشت كه بسيار محبوب بود و فوقالعاده نفوذ داشت و هر تصميمي كه هيئت ميگرفت بدون هيچگونه مقاومت عملي ميشد. ما به تدريج و از طريق پالايشگاه تهران در پالايشگاههاي آبادان و تبريز و شيراز هستههاي شورايي و كميتهاي برقرار كرديم، كه اين شورا مورد تأييد و تصويب كارگران پالايشگاههاي مزبور قرار داشت و بدين ترتيب هماهنگي لازم بين پالايشگاهها بهوجود آمد و رژيم نتوانست كارگران پالايشگاهها را تحت فشار قرار دهد. كميته پالايشگاه تهران چندين مسافرت به تبريز و شيراز و آبادان نمود كه جلسات مشتركي با آنها داشتند و ما كم و بيش در جريان كارهايشان قرار داشتيم و ما از اين طريق و به كمك كارگران پالايشگاه تهران و بخصوص شوراي آنها توانستيم اخلالهاي در حال تكوين در خطوط لوله را برطرف كنيم، آنها را نيز منضبط گردانيم. اين بود مختصر و فشردهاي از آنچه در اين چند ماه گذشت.
