نامه به رئيس قوه قضائيه در مورد سخنان ايشان در نماز جمعه (نظام عبرت) تاريخ: ٢٨/٤/٦٩

title

نامه به رئيس قوه قضائيه در مورد سخنان ايشان در نماز جمعه

نظام عبرت

آيت الله جناب آقاي شيخ محمد يزدي

رياست محترم قوه قضائيه جمهوري اسلامي ايران

   جنابعالي در يكي از خطبه‌هاي نماز جمعه 24 تير ماه جاري مطالبي در انتقاد از انتقادكنندگان بيان داشتيد و ايراد به كساني گرفتيد كه در مسالئ نظام جمهوري اسلامي ايران مصلحت انديشي نمي‌‌كنند و تشخيص «الاهم فالاهم» را نمي‌‌دهند.

   اين مطلب به گمان بسياري از شنوندگان آن خطبه ارتباط با نود نفر امضا كنندگان نامه مورخ ارديبهشت ماه 69 به مقام رياست جمهوري كه تعدادي از آنان از نهضت آزادي هستند، داشت. قسمت ديگري از اشاراتتان نيز مي‌تواند پاسخ اعتراضها و تذكراتي بوده باشد كه از سوي عده قابل توجهي از ايرانيان طرفدار آزادي و حاكميت ملت و قانون، در داخل و خارج كشور و حتي از شخصيتهاي بين‌المللي عليه دستگيري تقريباً بيست نفر از امضا كنندگان آن نامه بيان شده و تقاضاي لغو حكم خلاف قانون دادستان انقلاب اسلامي تهران گرديده است.

   نهضت آزادي ايران از اين كه رئيس قوه قضائيه كشور خواسته است به اظهارات و شكايت قانوني افراد و گروههاي صاحب حق و صاحب نظر ملت ترتيب اثر دهد ـ اگر چه به صورت ملايم و زباني و ضمني ـ خوشحالي است، خصوصاً كه شيوه برخورد برخلاف رسم معمول بدون اهانتهاي مرسوم و اتهامهاي معمول بوده است.

   ايراد جنابعالي اين بود كه در حالي كه به گفته رهبر انقلاب، نظام جمهوري اسلامي ايران الگوي حركت براي يك ميليارد مردم مسلمان كشته است، انگشت گذاردن روي نقاط ضعف و منفي، باعث تضعيف نظام و بي‌آبروئي و بي‌اثري آن در خارج خواهد شد و چون به موقعيت اسلام در دنيا لطمه وارد خواهد ساخت، خيانت به تاريخ اسلام محسوب مي‌شود. علاوه بر آن اعتراض داشتيد كه چرا رسانه‌هاي خارجي نسبت به عمل دولت جمهوري اسلامي ايران تا اين اندازه جنجال و جدل بر پا كرده‌اند؟

   ما بدون آنكه بخواهيم در ارزيابي صحت و سقم نكات فوق (الگو بودن نظام حاكم ايران براي يك ميليارد مردم مسلمان جهان و محكوم بودن اعتراض و انتقاد نسبت به خرابيها و خطاها) وارد شويم، مي‌گوئيم كه به گونه‌هاي ديگري نيز مي‌شد مسئله را طرح كرد و جلوي انتقاد و اعتراض و جنجال و يا به قول جنابعالي تضعيف نظام را گرفت.

   يكي اين كه حاكميت با ابراز حسن نيت و قصد خدمت در تحقق خواسته‌هاي ملت كه اهداف نخستين و راستين انقلاب است و رعايت صادقانه قانون و عدالت، از يكطرف و با اتخاذ شيوه‌هاي صحيح سياست و مديريت، از طرف ديگر محل و مجالي براي انتقاد و اعتراض باقي نمي‌‌گذاشت. ديگر آن كه مبادرت به آن عمل خلاف انسانيت و اصول و بي‌سابقه (يا كم سابقه) در عالم قضاوت و ديانت، يعني دستگيري موجهين جامعه و فرستندگان نامه تظلم و تقاضا به مقام اول اجرائي مملكت نمي‌‌كرد تا موج اعتراض و جنجال رسوائي در نزد كافر و مسلمان برانگيخته نشود.

   ما جنابعالي را حكم قرار مي‌دهيم تا قضاوت فرمائيد كه وقتي دست اندركاران كشور در رسانه‌هاي جمعي انحصاري اعلام مي‌‌كنند كه در هيچ جاي دنيا آزادئي كه در ايران وجود دارد، ديده نمي‌‌شود و بعد به دستور يا موافقت همان مقامات و به سبك پليسي غافلگيرانه، اقدام به دستگيري جمعي تقاضاكنندگان آزادي و اجراي قانون اساسي مي‌شود آيا اثر سوء اين حركت و تكذيب عملي و آشكار ادعاي مقامات جمهوري اسلامي به دست خودشان بيشتر به حيثيت و شهرت «نظام الگو» لطمه زده است و مي‌زند يا بيان فهرست‌وار چند فقره انتقاد بديهي و قديمي اقتصادي، اجتماعي، اداري و سياسي كه در همه كشورهاي مترقي و دمكراتيك متداول مي‌‌باشد؟

   با سرپوشي كه روي واكنش غيرمنتظره دستگاه حاكميت در اين جريان گذاشته شده است براي برخي از تحليلگران اين سئوال مطرح شده است كه نكند رابطه‌اي بين دستگيري آزاديخواهان مخالف استقراض از خارجيان در غياب نظارت مردم، با اصرار دولت بر عدم طرح و تصويب رسمي وامها در مجلس وجود داشته باشد.

جناب آقاي شيخ محمد يزدي!

   جنابعالي در پيش درآمد و در پايان خطبه نماز جمعه به مناسبت تقارن با عيد فرخنده غديرخم فرموده‌ايد كه اگر خداوند سبحان به پيامبر برگزيده خود دستور ابلاغ ولايت علي (ع) را نداده بود و تاريخ اسلام از خلافت چهار پنج ساله اميرالمومنين علي (ع) محروم شده بود امروز ما دستورالعمل و الگوئي براي حكومت اسلامي نداشتيم. سئوال ما از شما و متوليان نظام اين است كه آيا هيچ يك از اسناد تاريخي سيره و سنت نشان مي‌دهد كه حضرت امير ـ الگوي حكومت اسلامي ـ حتي براي يكبار متقاضيان و متظلمان و منتقدان و نامه نگاران به خود را مورد بي‌اعتنائي يا اهانت و اتهام قرار داده و به زندان انداخته باشد؟ حضرت علي (ع) در دوران خلافت خود، با مخالفان حكومت چگونه رفتار مي‌كرد و متوليان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي چه روشي دارند؟ آيا ولي امر مسلم مسلمانان و پيشواي اول شيعيان كه عقيده داريد بايد از او تبعيت كرد نصيحت و تذكر و انتقاد را عمل خلاف مصلحت و حرام مي‌دانست يا برعكس، صريحاً آنطور كه در خطبه 207 نهج‌البلاغه آمده است. وظيفه مردم را نصيحت و دلالت زمامداران و از جمله خودش مي‌دانست؟(1)

   اگر علي (ع)، همانطور كه مي‌دانيد در دوران خلافت، به قاضي كوفه اعتراض مي‌كند كه چرا در دادگاه او را با كنيه‌اش خطاب كرده است و شاكي يهودي را با نام ساده، در نماز جمعه گذشته پاي منبرتان نشسته بود حتماً شما را كه قاضي‌القضات جمهوري اسلامي هستيد توبيخ مي‌فرمود كه چرا متقاضيان اجراي قانون اساسي و متظلمان مظلوم و محروم از دفاع را قبل از رسيدگي و محاكمه اسلامي و قانوني گناهكار تشخيص داده و سرزنش كرده‌ايد ولي طرف خطاكار صاحب زور را بالبداهه بي‌تقصير و مبراء تلقي نموده‌، مداح و وكيل مدافعش هم شده‌ايد!

   درست است كه قرآن به مسلمانان توصيه مي‌كند كه در رفتار و كردار خود و برداشتهايشان از دين، الگو براي مردم جهان باشند ولي راه الگو شدن را تاسي به رسول خدا مي‌داند(2). بنابراين اگر خلوص نيت وصداقت در ادعاي الگو بودن نظام جمهوري اسلامي ايران باشد الگو شدن براي مسلمانان و دنيا تنها با تبعيت از سنت و سياست پيامبر گرامي اسلام و عترت پاك او(3) ، از جمله علي بن ابيطالب تأمين مي‌گردد، نه با خفه كردن صداي هموطنان منادي قانون و آزادي و عدالت. دنيا وقتي عدالت و انصاف و انسانيت از يك نظام ببيند بدون نياز به تبليغ و تحميل، جنجال تبعيت و تحسين به راه خواهد انداخت. اما اگر كه روش و رفتار نظام الگو دهنده، اسوه و الگو گرفتن از رسول خدا و علي مرتضي نباشد و متوليان نظام به شيوه‌هاي شيطاني و ضد انساني، بر طبق دلخواه و مصلحت انديشيهاي خودشان عمل كنند چه بهتر كه مسلمانان جهان از آن نظام درس ودستور نگرفته، گمراه و تباه نشوند!و نخواهند شد.

جناب آقاي شيخ محمد يزدي

   فرصت خوبي براي جنابعالي كه در رأس قوه قضائيه هستيد و قضات را به قانونگرائي و استقلال توصيه مي‌فرمائيد پيش آمده است. اگر از روي استقلال و انصاف و عدالت دستور دهيد كه اولاً حكم خلاف قانون اساسي و قانون احزاب دادستان انقلاب اسلامي تهران، دائر بر غيرقانوني بودن و ممنوع از فعاليت شدن جمعيت دفاع از آزادي و حاكميت ملت ايران ملغي اعلام شود. ثانياً فرمان آزادي دستگير شدگان بناحق و عذرخواهي از آنان صادر گردد(4) ، هم آبرو و حيثيت براي نظام جمهوري اسلامي ايران خريده‌ايد، هم تأسي به رسول خدا و ولي خدا كرده‌ايد و هم نظام جمهوري اسلامي را الگو و سرمشق نيكو براي حكومتهاي ديگر دنيا، اعم از مسلمان و غيرمسلمان قرار داده‌ايد.

   اگر آقايان نمي‌‌خواهند يا نمي‌‌توانند به رسول اكرم (ص) و به آن كه پيامبر گرانقدر درباره‌اش فرموده است «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» تاسي كنند اقلا عبرت و الگو از رهبر شجاع و واقعيتگراي روسيه شوروي بگيرند كه با مردانگي و مصلحت انديشي، اعتراف به بيراهه بودن برنامه‌هاي هفتاد ساله نظام حاكم كرد و گام صادقانه‌اي در راه آزادگي و آزادي ملتهاي تحت ولايت روسيه برداشت و با اين كار در دنياي وحشت و تخاصم تخم صلح و دوستي و همكاري كاشته، خدمت عظيم به بشريت قرن بيستم كرد!

سبحان ربك رب‌العزه عما يصفون و سلام علي المرسلين و الحمدلله رب العالمين.(5)

تهران ـ 28 تيرماه 1369

نهضت آزادي ايران

(1) فراز 15ـ «مبادا در گفتن حرف حق و مشورت به عدل (نسبت  به من) امتناع كنيد و خود را كنار بكشيد چرا كه من به نظر خودم بالاتر از آن نيستم كه خطا نكنم و نه در كار خويش از خطا ايمن هستم. مگر آنكه خدا مرا كفايت كند كه او از من به خودم مالكتر است.»

(2) «وكذلك جعلناكم امه وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا». (بقره ـ 143)

(3) حكم حديث معتبر «ثقلين».

(4) و اگر اتهام مستندي وجود دارد سريعا در يك دادگاه علني دادگستري بر طبق موازين قانوني و با حضور هيئت منصفه محاكمه شوند

(5) صافات ـ 182ـ180