نامه به نخست وزير در رابطه با فاجعه سينما ركس آبادن
2 شهريور ماه 1357
جناب آقاي نخست وزير
جريانات اخير كشور و شتاب خاصي كه در جهت خشونت كشتار و خرابكاري گرفته
است و تمام آنها نه تنها در تجاوز به حقوق بشر و فردي مردم خلاصه
نميشود بلكه با برنامه منظمي درزمينه تجاوز وسيعتر و شديدتر به آزادي
ملت و حقوق بشري مملكت ميباشد، اين جمعيت را بر آن داشت كه ضمن اظهار
تاثر عميق و انزجار شديد از فاجعه مرگبار بي سابقه و ننگين آتش سوزي
سينما ركس آبادان علاقمندي و آمادگي خودرا براي اعزام يك هيئت ذي
صلاحيت بيطرف جهت تحقيق و رسيدگي بعلل و عوامل بروز فاجعه محرق اعلام
دارد و بخواهد كه دستور فرمايند مقامات محلي در اداي توضيحات و ارائه
مدارك و شواهد با اين جمعيت همكاري نمايند.
از آنجا كه فرصت درحل فوت شدن است و از هم اكنون لازم و ممكن ميباشد كه
سئوالات و دلائل از آنچه بدست آمده است استخراج و عرضه شود. ما به سهم
خود نكات ذيل را بعنوان مقدمات تحقيق به استحضار دولت و افكار عمومي
ميرسانيم تا كمك و دلالتي در طريق كشف علل و عوامل واقعي قضيه و هشدار
و جلوگيري از اشتباه و اتهامهاي زيان آور انحرافي بعمل آيد.
1ـ مسئله قابل توجه و قبل از هر چيزي تذكر اين نكته است كه بفرض دخالت
داشتن و مقصر بودن فرد يا افراد خرابكار اعم از ايراني يا خارجي،
مسئوليت مامورين محلي مسلم و غيرقابل اغماض ميباشد و آقاي استاندار
خوزستان نيز اظهار داشته اند ك" اگر بمسائل ايمني توجه ميشد كشته شدگان
تعداد كمتري ميداشتند ". (روزنامه كيهان 30/5/57).
سئوالي كه مطرح ميشود اينست كه چرا شهرباني و شهرداري آبادان اجازه
داده اند يك سينماي هشتصد نفري نسبتاٌ بزرگ و قديمي برخلاف اصول فني
ايمني و ضوابط شهري بديهي داير بوده باشد و مشتري بپذيرد، نداشتن
دربهاي خروج و فرار آزاد وسيع، مجهز نبودن به تاسيسات آتش نشاني آماده
و حتي خوكار در خارج و داخل، عدم حضور و مراقبت متصديان لازم و اطلاع
ندادن فوري به موسسات امدادي (شهردار آبادان ادعا كرده است كه …
استناد به اينكه ماشينهاي آتش نشاني دير رسيده و وقتي بدون آب بوده است
و وظيفه آتش نشاني در شهر آبادان استثنائاٌ بعهده شركت ملي نفت ميباشد)
نميتواند رافع تقصير مقامات دولتي و شركتي باشد تصادفاٌشركت نفت در
مناطق نفت خيز به لحاظ مبارزه با حرارت و حريق قاعدتاٌ بسيار مجهز و
مسلط است.
1-
مسوليت شهرباني آبادان جلب توجه خاص در اين جريان مينمايد:
الف) سينما ركس در نزديكي شهرباني قرار دارد و قاعدتاٌ ميبايستي بيش از
ساير سينماها و به سرعت و به سهولت محافظت ميشده است. چرا نشده است و
چگونه ميشود كه اگر خرابكاران غيردولتي عامل واقعه بوده اند چنان محل
مجاور و زير نظر شهرباني را براي اجراي نقشه خطرناك خود انتخاب كرده
باشند؟
ب) آقاي رئيس شهرباني (طبق مندرجات روزنامه كيهان 30/5/57) علت عدم
حضور و نگماشتن مامورين شهرباني مخصوصاٌ براي حفاظت سينما را خست مدير
سينما دانسته عذر بدتر از گناهي آورده اند در حاليكه شهرباني با اطلاع
و سابقه اي كه از آتش سوزيهاي متعدد سينماها درايران وحوادث فراوان
هفته هاي اخير داشته است و برنامه هائيكه دولت براي حفاظت اماكن عمومي
در معرض خطر ماههاست اجرا مينمايد راساٌ مامورين متعددي را در داخل و
خارج محل مستقر ميكرده است در صورتيكه عملاٌ خلاف رخ داده است. واگر
مامورين عادي و رهگذري وجود داشته است چرا اقدام عاجل موثري نكرده اند.
حتي شنيده شده و روزنامه ها از قول نجات يافتگان يا حاضرين نقل كرده
اند كه وقتي خواسته اند به كمك آتش زدگان بروند و به نحوي در و ديوار
را بشكافند و بشكنند مامورين پليس مانع از آن شده و بدرفتاري كرده اند؟
(كيهان 30/5/57 و 31/5/57 و شهادت پدر صاحب 5 فرزند)
ج) آقاي رئيس شهرباني بطوريكه در مصاحبه راديو تلويزيوني روز بعد از
فاجعه اظهار داشته اند حوالي ساعت 2 صبح يعني بعد از 5 ساعت از اعلام
وقوع حادثه به بازديد محل رفته است. آيا ايشان خارج از آبادان و مشغول
به انجام وظيفه ديگري بوده است؟
البته گفته شده است، و اين مسئله محتاج به رسيدگي و تحقيق ميباشد كه
كساني ايشان را ديده اند كه درب ورودي سينما را شخصاٌ قفل ميكرده يا
زير نظرشان قفل ميشده است.
د) آقاي رئيس شهرباني در مصاحبه بعدي خود با خبرگزاري فرانسه صحبت از
چهار بمب در چهار گوشه سينما كرده اند. انفجار بمب با تمام اطلاعات و
اخباري كه قبلاٌ در روزنامه ها از قول مردم و مقامات نقل ميشده و عنوان
آتش سوزي به زبان و قلم مي آمده است منافات داشته معلوم نيست چگونه
ممكن است كسي صداي انفجار چنين بمب هائي را نشنيده و نگفته باشد. آيا
اين تناقض گوئيها دلالت بر چيزي نميتواند داشته باشد؟
ه) آقاي رئيس شهرباني آبادان قبلاٌ رئيس شهرباني قم و اداره كننده موفق
كشتار دست جمعي و حمله پليس به مردم بيگناه و بي دفاع آن شهر بوده است
كه به جاي محاكمه و اخراج ترفيع مقام يافته اند و شايد داوطلب يا مامور
برنامه مصيبت بارتري شده است.
2-
خبرگزاري پارس در اولين تلگراف خود صريحاٌ و ابتدا اعلام داشته است كه
حادثه هولناك
"وسيله خرابكاران ترتيب يافته بود" در حاليكه درهمان شماره 30/5/057
روزنامه كيهان آقاي استاندار خوزستان گفته است ستاد محلي به رياست خود
در فرمانداري آبادان تشكيل داده و " تحقيقات گسترده اي را براي تعيين
علت واقعي حريق و شناخت عاملان آن آغاز كرده اند ".
چطور ميشودبا آنكه هنوز تحقيقات كافي در زمينه علل و عوامل آتش سوزي
بعمل نيامده است خبرگزاري دولتي پارس قاطعانه و عجولانه آنرا ناشي از
عمل خرابكاران دانسته و به دنيا مخابره كرده است؟ چنين مينمايد كه
خبرگزاري پارس و وزارت اطلاعات نقشه و تصميم قبلي داشته اند كه به
انتصاب عمل به خرابكاران فرضي تبليغاتي بر ضد آزاديخواهان ايران و
آزاديهاي " اعطائي " در سطح جهاني پخش نمايند.
1-
طبق خبر روزنامه ها 29 سينما در چند هفته گذشته در سراسر كشور به آتش
كشيده شده است اگر رقم فوق را با تعداد هتل ها و رستورانها و اماكن
عمومي آتش گرفته شده يا خراب شده اخير جمع كنيم به حدود چهل محل ميرسيم
و اين رقم بزرگ وجود يك تشكيلات سابقه دار مجهزي را ايجاب مينمايد كه
در سراسر كشور شعبه و شاخه داشته و با برنامه منظمي عمل مي نمايد.
آيا چنين تشكيلات با توجه به سوابق و سنت و سيستم كار احزاب و گروهها و
افرادسياسي و مذهبي ايران قابل قبول هست؟ اگر وجود دارد و حتماٌ
ميبايستي الهام و ارتباط با خارجيان داشته باشد چگونه است كه تا به
حال دستگاههاي انتظامي دولت با اين همه وسائل اطلاعاتي و بودجه هاي خود
كشف نكرده و سراغ نداده باشند تنها نيروهاي انتظامي و پليسي دولت است
كه چينن امكانات لازم را در اختيار دارد و قبلاٌ نظائري از قبيل بمب
گذاري در خانه ها و دفاتر مخالفين انجام داده است.
5ـبطور كلي حوادث و تظاهرات و اغتشاشهائيكه از يك سال قبل به اين طرف
روي ميداده و در ماههاي اخير به اوج خود رسيده است قابل تفكيك به دو
دسته يا دو نوع ذيل ميباشد.
الفـ اجتماعات سياسي و مذهبي پر جمعيت با تظاهرات زباني عليه دولت و
مقام سلطنت و احياناٌ حملات دستي و جزئي افراد متفرق به بعضي موسسات
ضداسلامي و ضدملي و آزادي.
بـ حملات دامنه دار و عمليات پر آسيب تدارك شده قبلي به هتل ها و
رستورانها و سينماها و اماكن عمومي ديگر.
عكس العمل پليس و دولت در برابر دو دسته حوادث و نظايرات فوق به دو نوع
كاملاٌ متفاوت صورت گرفته است.
نسبت به اولي ها غالباٌ بسيار خشن، وحشيانه، سريع، و حتي با پيش بيني
هاي لازم بوده ممانعت بعمل مي آمده است و افراد زيادي را بازداشت،
تبعيد، مضروب و چه بسا مقتول ميكرده اند اما نسبت به دوميها عدم حضور
يا خودداري پليس از مداخله، انتظار انجام حادثه، عدم دستگيري عاملين و
حتي عدم معرفي و شناسائي آنان بسيار آشكار بوده است.
مثلاٌ آيا باور كردني است كه پانصد نفر جوان متشكل در روز روشن وارد
هتل شاه عباس اصفهان شده و سالن بزرگ آنجا را بسوزانند و خراب كنند و
بي سروصدا خارج شوند و هيچ مسئول و كارمند هتل يا مامور انتظامي و مخفي
متعرض و مطلع از ورود و خروج و عمليات آنها نشود. و حداقل مچ يك نفر را
نگرفته و افرادي را شناسائي ننموده باشد؟ مگر آنكه حساب و عمد و دستوري
در كار بوده است.
همينطور درمورد دستوران خوانسالار، رستوران حتم و سينماهاي بزرگ
تهران.
درمورد سينماي آبادان حتي آقاي استاندار بطور قاطع اظهار داشته اند "
هيچ شخص مسلمان نميتواند در اين واقعه دخالت داشته باشد " (كيهان
30/5/57).
چنين است تفاوت در نوع حوادث و تفكيك در عكس العمل پليس استنباطي را به
ذهن مي آورد كه نكند اوليها طبيعي و از ناحيه مردمي بوده است كه رفتار
و روابط دولت آنها را به حداكثر خشم و استيصال در آورده است و دومي ها
غير طبيعي، غير ملي و با نقشه و هوشياري سازمانهاي انتظامي صورت گرفته
باشد.
6ـ اعليحضرت در مصاحبه 2٨ مرداد 57 با اطمينان خاطر پيش بيني " وحشت
بزرگ " فرموده اند و نيروهاي انتظامي را حامي زير فرمان خود عليه ملت
قلمداد كرده اند.
آيا ارتباطي ما بين آن فرموده ها و اين رويدادهاي وحشتزا كه منظماٌ
سرميرسد قابل تصور نيست؟
7ـ اصولاٌ سياست تبليغاتي و روال عمومي دولت در جريانهاي يكساله اخير
چنين بوده است كه اجتماعات اسلامي و ملي بزرگ با شعارهاي سياسي و
اعتراضات همگاني و تظاهرات معني دار وسيع مردم نديده و نشنيده گرفته
مانع انعكاس و انتشار آنها در روزنامه هاي خبري شده
(مانند شتهاي مسجد قبا در ماه مبارك پارسال – شتهاي شعر – بازاربندان
و سكوت هاي فراگير شهرهاي ايران در چهلم تبريز و 15 خرداد و غيره.
مصاحبه مطبوعاتي تاريخ 20/4/ 57 جمعيت بشر) ولي تظاهرات تخريبي و حركات
نامطلوب افكار عمومي را نه تنها با تفصيل و توسعه بلكه با بزرگ كردن و
دامن زدن و ساختن در صفحات روزنامه ها و در برنامه هاي عمومي چنان
ظاهرسازند كه نهضت ملي و موج اعتراضات همگاني را بصورت خرابكاريهاي ضد
آبادي و آزادي در آورند و دست آويزهائي براي خشونت هاي پليسي گذاشته و
نقشه هاي استبدادي و ديكتاتوري آينده بسازند.
فاجعه آبادان يكي از پيشرفته ترين اين صحنه سازيها به نظر مي آيد.
اين جمعيت بدين وسيله هشدار به دولت و ملت داده قرائن و براهني را كه
ميتواند كاشف حقايق باشد به اطلاع رسانده و مجدانه درخواست مي نمايد
موافقت خود را هر چه زودتر با اعزام يك هيئت تحقيق از طرف اين جمعيت
اعلام و به مامورين و موسسات آبادان دستور فرمايند همكاري لازم را
مبذول دارند.
هيئت اجرائي ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر
