نامه به نشريه “عصر ما” در مورد مقاله “درباره شيوه ناپسند روزنامه رسالت” تاريخ: ١٣/٠٢/٧٦

title

شماره: 1595

تاريخ: 13/02/76

نامه به نشريه عصرما در مورد مقاله “درباره شيوه ناپسند روزنامه رسالت”

مديريت محترم نشريه عصر ما

  با سلام، در شماره 66 مورخ 23/1/76 نشريه عصر ما، طي مقاله‌اي با عنوان «درباره شيوه ناپسند روزنامه رسالت»، مطالبي راجع به نهضت آزادي ايران درج شده است كه در دو بخش قابل توجه و بحث مي‌باشد و بدين وسيله درخواست مي‌شود كه توضيحات زير در اولين شماره آن نشريه درج گردد.

  1- در ابتداي مطلب نوشته شده است:

«اينجانب و دوستانم در سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران بارها اعلام كرده‌ايم كه هر گروه سياسي، از جمله نهضت آزادي، كه وابسته به بيگانه، محارب و يا تجزيه‌طلب نبوده و حاضر به فعاليت در چارچوب قانون اساسي جمهوري ايران باشد، حق دارد به فعاليت سياسي قانوني بپردازد».

  اين كه به رغم جوسازي و تهمت‌زدن‌ها و اعمال محدوديت‌هاي غيرقانوني حاكميت عليه نهضت آزادي ايران،‌ سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بر اساس قانون‌گرايي و در جهت قانون‌مند شدن جامعه، با شجاعت و صراحت نسبت به آزادي احزاب و از جمله نهضت آزادي اظهارنظر نموده است موجب خوشحالي و سپاسگزاري مي‌باشد و نقطه مثبتي در تاريخ فعاليت آن سازمان محسوب مي‌گردد. نهضت آزادي ايران به كرات اعلام كرده است كه انقلاب اسلامي را يك انقلاب اصيل مردمي و تاريخي مي‌داند و به آرمان‌هاي والاي آن يعني آزادي و استقلال وفادار و متعهد است.

  نهضت آزادي به نظام جمهوري اسلامي رأي داده و نسبت به آن متعهد مي‌باشد و نيز به قانون اساسي التزام دارد،‌ اما با سياست‌ها و عملكردهاي حاكميت مخالف است. ما حاكميت را معادل نظام نمي‌دانيم. قانون اساسي به ملت اجازه مي‌دهد كه هر چهار سال يك بار حاكميت را اصلاح كند و يا به كلي تغيير دهد. مخالفت با حاكميت مخالفت با نظام نيست و نقد عملكردها و سياست‌هاي حاكميت تضعيف نظام محسوب نمي‌گردد.

  2- در ادامه مطلب نوشته شده است:

«به باور ما اينگونه گروهها حرف جديد و مهمي براي گفتن ندارند و حتي در گذشته نيز در اوج بهره‌مندي از آزادي‌هاي بي‌حدوحصر آغاز انقلاب، با وجود داشتن تريبونهاي متعدد، از سوي مردم منزوي شدند.»

  چنين قضاوتي بنا به دلايل زير نارست و به دور از انصاف و واقعيت است.

  اولا،‌ نهضت آزادي ايران از امكانات و آزادي‌هاي لازم براي يك حزب سياسي برخوردار نيست تا بتواند سياست‌ها و برنامه‌هاي خود را درباره مسائل مختلفي كه جامعه ما در حال حاضر با آنها درگير است و نيز درباره رويدادهاي مهمي كه در كشورمان رخ مي‌دهد بيان نمايد. اما چنين نيست كه نهضت آزادي، به عنوان يكي از قديمي‌ترين احزاب سياسي ملي ـ اسلامي ايران،‌ حرفهاي جديد و مهمي براي گفتن ندارد. از آنجا كه آرمان‌هاي ريشه‌دار ملت ايران در مبارزات عليه استبداد داخلي و استيلاي خارجي هنوز به طور مطلوب تحقق نيافته است،‌ مسلما بحث درباره آنها هرگز كهنه و قديمي نخواهد بود و مي‌بايستي در رأس هر نوع فعاليت سياسي قرار گيرد. به همين دليل و در راستاي تحقق اين آرمانهاست كه نهضت آزادي ايران در طول 18 سال گذشته، با وجود توقيف روزنامه، تعطيل دفتر، ضرب و شتم اعضا و هواداران،‌ بازداشت و آزار رهبران، جوسازي و تهمت‌زني و حتي جلوگيري از درج آگهي تسليت در روزنامه و برگزاري مراسم سالگرد دبيركل فقيد خود، افتخار دارد كه پرچم دفاع از آزادي‌هاي قانوني را برافراشته نگه داشته، با صداقت و رعايت تقوا و پذيرش تمام خطرات و پيامدها نسبت به كليه مسائل مهم سياسي داخلي و خارجي كشور اظهارنظر نموده و با نگارش و انتشار جزوه‌ها و اطلاعيه‌هاي عمومي، اگرچه در سطح محدود، دين و وظيفه خود را نسبت به ميهن و ملت در حد توان و امكانات ادا كرده است.

  ثانيا، ادعاي بهره‌مند بودن نهضت آزادي از آزادي‌هاي بي‌حدوحصر آغاز انقلاب كه حاصل مديريت دولت موقت قلمداد شده است، كاملا نادرست است. با انقلاب مردم ايران، استبداد ريشه‌دار سلطنتي سرنگون شد و تمام نيروها ر‌ها و آزاد شدند. كسي به مردم آزادي نداد، بلكه آنها خود آزادي را به دست آوردند. در آن شرايط متلاطم و آشفته، چه كسي مي‌توانست آنان را مهار كند؟ در چنان شرايط سخت و استثنايي، دولت موقت با از خودگذشتگي و تلاش شبانه‌روزي سعي كرد به اوضاع آشفته ناشي از دگرگوني انقلابي سروساماني دهد و ساختار قانوني جديدي را جايگزين سازد. به موجب حكم صادر شده از جانب رهبر فقيد انقلاب، دولت مولت وظيفه‌اي هم جز اين نداشت و به گواهي تاريخ، اين مرحله از انقلاب را با موفقيت تمشيت نمود و هنگامي كه ادامه خدمت را غيرممكن يافت، با سربلندي و افتخار و صداقت استعفا كرد. بنابراين، مشاركت اعضاي نهضت آزادي در دولت موقت براي كسب قدرت نبود تا بخواهد تريبون‌ها را به هر قيمت حفظ كند!

  ثالثا، نهضت آزادي ايران هرگز از سوي مردم منزوي نشده است. اين ادعاي مخالفان نهضت آزادي است و پايه و اساسي ندارد. زيرا اگر چنين بود، سركوب گسترده نهضت آزادي ضرورتي نمي‌داشت و ترس از فعاليت‌ نهضت آزادي هم بي‌مورد مي‌بود. بنابراين، به همان تعبيري كه در نوشته شما آمده، بهتر است كه به نهضت آزادي اجازه فعاليت آزاد بدهند و بگذارند كه مردم خود قضاوت كنند.

  3- در پايان نوشته‌ايد:

«به عبارت ديگر، ما معتقديم بقا و حتي رشد اين گونه گروهها اصولا ً در مظلوم‌نمايي و فضاي بسته است، در حالي كه اگر امكان فعاليت آزاد سياسي بيابند، در بستر يك مبارزه سالم فكري – سياسي، خالي بودن دست آنها عيان خواهد شد.»

  قسمت اول اين مطلب علي‌الاصول درست است. به همين دليل، سركوب عقايد و انديشه‌ها در اكثر موارد به تقويت آنها مي‌انجامد. بهتر است كه همه نيروها دست به دست هم دهند تا فضاي باز و سالمي براي فعاليت فكري و سياسي همه نيروها به وجود آيد. پيش داوري هم نبايد كرد و نبايد خود را قيم مردم دانست. طبيعي است كه در جو باز و سالم سياسي و در سايه تضارب آرا و عقايد، مردم رشد سياسي مي‌يابند و گروه‌هاي بي‌پايه و بي‌ريشه خود به خود از صحنه حذف مي‌شوند.

  در پايان، از مسئولان محترم سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي انتظار داريم كه به منظور باز كردن جو سياسي و فراهم شدن فضاي سالم و خلاق، با هرگونه اعمال غيرقانوني حاكميت و گروههاي فشار وابسته به آن عليه نهضت آزادي و ساير گروههايي كه در چارچوب‌ قانون اساسي فعاليت مي‌كنند، به طور جدي مقابله كنند تا با تكيه بر مشتركات گروهها، امكان تبادل نظر و حصول تفاهم درباره وظايف و مسئوليت‌ها فراهم گردد.

  نهضت آزادي ايران آمادگي دارد كه به تمامي سئوالات و انتقاداتي كه پيرامون سياست‌ها و عملكردهاي آن،‌ در طول عمر پربركت 36 ساله‌اش، در داخل و خارج مطرح مي‌شود پاسخ دهد و از اين كه نشريه عصر ما فضاي مناسبي براي اينگونه گفت و شنودهاي سازنده را باز مي‌كند، تشكر مي‌نمايد.

با تقديم و احترام

دفتر روابط عمومي نهضت آزادي ايران

13/02/76