گزارشی پيرامون مسائل و موانعی كه هيئت اعزمی امام خمينی در تأمين نفت مصرف داخلی با آنها مواجه شد ” دشمن در لباس دوست “

 

بسمه تعالي

گزارشي پيرامون مسائل و موانعي كه هيئت اعزامي امام خميني در تأمين نفت مصرف داخلي با آنها مواجه شد “دشمن در لباس دوست”

ايفاي نقش اصلي ايران اميد در صحنه بين‌المللي، كه تأمين بي‌چون و چرا و مطمئن نفت بود پايان يافته بود، و در پي آزاد كردن خود از اسارت داخل و خارج در جستجوي نقشي تازه بود. نقش تازه‌اي كه مانند نقش قبلي آن گرمابخش است. اگر تا اين زمان انرژي و گرماي نفت آن چرخ‌هاي دنياي استيلاگر و صنعتي مرفه را به حركت مي‌آورد، اينك انقلاب اصيل آن كه از توحيد و تشيع مايه مي‌گيرد، دلهاي مستضعفين،‌ ستمديدگان و مسلمين اسير در بند جهل و ظلم را گرم مي‌كند و اميد آزادي مي‌بخشد، ليكن براي ايفاي اين نقش، پيشتاز بايد باقي بماند و در اين جهت بكوشد.

بتدريج كه با هواپيماي شركت نفت به جزيره خارك نزديك مي‌شديم دهها كشتي عظيم نفت‌كش كه روي امواج آرام خليج‌فارس بي‌حركت منتظر دستور فرماندهان خود بودند توجه ما را جلب مي‌كرد. حدود صد كشتي غول‌پيكر نفت‌كش (كه ظرفيت آنها تا حد 550،000 تن نيز مي‌رسد) به انتظار دريافت نفت و يا حتي سوخت مصرف خود براي بازگشت انتظار مي‌كشيدند.

ليكن جريان بارگيري و صدور نفت كاملاً قطع بود و انتظار بي‌فايده، آنچه روزي تصورش نمي‌رفت تحقق يافته بود، قدرت شيطاني و به ظاهر شكست‌ناپذير شركتهاي نفتي و كشورهاي آمريكا و اروپايي و اسرائيل و آفريقاي جنوبي در برابر ايمان و مقاومت مردمي ضعيف و بي‌سلاح كه به ياري خداوند و به رهبري امام خود بپا خواسته‌اند، بي‌اثر و خنثي شده بود.

بدين منظور اينك امام پيام داده است كه عليرغم تبليغات و اتهامات رژيم نظامي، براي بقا و زندگي مردم ايران نفت تأمين شود اما جريان سيل‌آساي آن به خارج همچنان متوقف بماند.

در اجراي پيام، هيئت با مسائل و مشكلاتي مواجه شد كه داراي ابعاد فني و سياسي بود. هدف از اين گزارش تحليلي، مختصر اشاره به اين مسائل براي روشن شدن مطلب است.

ابتدا به جنبه فني مسائل مي‌پردازيم. صنعت نفت جنوب عمدتاً به نحوي طراحي و تأسيس گرديده است كه نفت را بطور مؤثر به خارج صادر كند و ضمناً مصرف داخلي را نيز پاسخگو باشد.

بدين جهت تأمين مصرف داخل بدون صدور مواد نفتي به خارج عملي در خلاف جهت روش فعلي است و با مشخصات تأسيسات و تشكيلات فعلي هماهنگ نيست. بعبارت ديگر اگر صدور بطور كامل قطع شود تأمين مواد نفتي براي مصرف داخل بطور كامل ممكن نيست و برعكس اگر مواد نفتي براي تأمين مصرف داخلي بطور كامل تأمين گردد، صدور مواد نفتي معيني لازم خواهد بود. بعنوان مثال در پالايشگاه آبادان كه مي‌تواند روزانه تا 600 هزار تن نفت خام را تصفيه كرده و بسياري از مواد مورد نياز مملكت را تأمين كند، هر روز در حدود 250 هزار بشكه مازوت (نفت كوره) توليد مي‌شود كه فقط 10 تا 20 هزار تن آن مصرف داخل است درنتيجه بيش از 200 هزار بشكه مواد حاصله بايد به خارج صادر گردد وگرنه انبارها و مخازن نفت هرچقدر هم كه بزرگ باشند بالاخره پر مي‌شوند،‌و مانع توليد اضافي خواهند شد. علاوه بر نفت كوره (مازوت) مواد ديگري مانند بنزين هواپيما، بنزين اتومبيل و نفتا را نيز مي‌توان ذكر كرد. بطوريكه درصد كل محصولي كه اجباراً بايد صادر گردد حدود 45 درصد كل توليد پالايشگاه مي‌شود.

تأمين گاز مايع نيز مسئله‌اي شبيه مشكل بالا را ايجاد مي‌كند. مصرف گاز مايع حدود 16،000 بشكه در روز است. ميزان توليد گاز مايع در پالايشگاههاي شيراز، تبريز، كرمانشاه و آبادان كمتراز مقدار مذكور است و بدين منظور 7،000 بشكه ديگر بايد از طريق پالايشگاه ماهشهر كه وظيفه آن توليد گاز مايع است، انجام پذيرد. ليكن اين پالايشگاه نمي‌تواند فقط با ظرفيت 7،000 تن گاز مايع كار كند زيرا ظرفيت آن حدود 60،000 بشكه مي‌باشد و حداقل ظرفيت مجاز آن حدود 20،000 بشكه است، اگر اين پالايشگاه بكار افتد، توليد اضافي آن را كه اقلاً 13000 بشكه مي‌باشد بايد بنحوي صادر كرد و يا از بين برد كه هيچيك مجاز و صحيح نيست. ولي مسئله در اينجا ختم نمي‌گردد بدين ترتيب كه اگر قرار باشد اين پالايشگاه با حداقل ظرفيت ممكن يعني 20،000 بشكه كار كند واحدي كه قرار بود گاز مورد نياز اين پالايشگاه را تأمين كند يعني واحد 600 NGI به تنهايي قادر نيست ميزان 20،000 بشكه گاز خام مورد نياز پالايشگاه ماهشهر را تأمين كند. بنابراين بايد دستگاه NGL ديگري مانند 400 NGL بكار بيافتد، ليكن كار افتادن 400 NGL خود مستلزم باز كردن و راه انداختن چاههاي ديگر است كه نفت آنها اجباراً بايد صادر گردد. بهمين ترتيب ملاحظه مي‌شود كه تمام اجزاء اين منظومه بطور مستقيم يا غيرمستقيم به هم مرتبط مي‌باشد و تأمين كامل نياز نفت داخل، بدون صادرات و بدون تغيير در سيستم (1) فني توليد و توزيع نفت، (2) و بدون تغيير در تركيب و عادات مصرف مواد نفتي (3) و حداقل صادرات غيرممكن است. هريك از موارد فوق نيازمند زمان كافي است، كه در ارتباط با مسائل سياسي، هيئت در انجام وظيفه و مأموريت خود با آنها مواجه شد. مهمترين مسئله كارشكني گروههاي ماركسيست بود كه تحت لواي انقلاب و شعارهاي دروغ انجام مي‌گرفت.

از همان روز اول كه وارد اهواز شديم و از همان جلسه اول كه بين عده‌اي از نمايندگان كاركنان شركت نفت و اعضاي هيئت اعزامي انجام گرفت، ماركسيست‌ها و كمونيست‌هايي كه در تشكيلات كارگران نفوذ كرده بودند شروع به ايرادگيري كردند ابتدا درمورد حكم امام كه براي مهندس بازرگان صادر شده بود اظهار ترديد گرديد. بعد از آنكه معترضين متوجه شدند از اين طريق نمي‌توانند مأموريت كارشكنانه خود را انجام دهند، راجع به محتواي حكم شروع به كارشكني كردند كه اصلاً و ابداً امكان‌پذير نيست كه پالايشگاه آبادان چاههاي نفت را بكار انداخته و اين كار به نفع دستگاه و امپرياليسم و خيانت به انقلاب است و … مهمترين هدف آنها لق كردن مأموريت هيئت و بي‌اعتبار كردن آن بود. خوشبختانه با نظم و پشتكار اعضاي هيئت مخصوصاً استقبالي كه مردم از آقاي مهندس بازرگان در هر منطقه نفتي كردند، توطئه گروههاي كمونيست خنثي شد. سخنراني‌هاي آقاي‌هاشمي رفسنجاني در اهواز و پالايشگاه نفت نيز در خلع سلاح كردن كمونيست‌ها بسيار مؤثر بود.

امواج استقبال مردم در هريك از شهرها، از اهواز گرفته تا آبادان، ماهشهر، خارك، دوگنبدان، شيراز و … به قدري شديد بود كه قبل از آغاز مأموريت حتي فكر آن را هم نمي‌توانستيم بكنيم.

در جريان مأموريت كاركنان شركت نفت از سطح مديريت تا كاركنان فني همگي هر گونه همكاري لازم را به عمل مي‌آوردند.

در پالايشگاه آبادان و بعضي از مناطق نفتي، بعضي از كاركنان پرسابقه و سالمند كه دوران ملي شدن نفت را در اوائل سال‌هاي 1330 به ياد مي‌آوردند و بخاطر داشتند كه در آن زمان نيز دكتر مصدق، مهندس بازرگان را براي خلع‌يد از انگليسي‌ها مأمور جنوب كرد، اين بار نيز با ديدن مهندس بازرگان با حالتي پراز شوق و جذبه و حيرت از هيئت استقبال مي‌كردند و به خاطرات سال‌هاي 1330 اشاره مي‌كردند.

به لحاظ سياسي دستگاه و رژيم رو به زوال پهلوي و مسئولين شركت نفت مقاومت قابل توجهي در مقابل هيئت ننمودند و يا نتوانستند بكنند و مقاومت مستقيم و غيرمستقيم و كارشكني عمده از جانب كمونيست‌ها انجام گرفت.

اين افراد به فعاليت‌هاي حزبي و گروهي خود پس از پيروزي انقلاب نيز ادامه دادند و بسياري از آنها به جرم همكاري با احزاب كمونيست و كارشكني در امور شركت توقيف و بازداشت گرديدند. بسياري از اين افراد نيز در انجمن‌ها و سازمان‌هاي كارگري كه همزمان با اوج گرفتن امواج انقلاب و بعد از پيروزي ايجاد گرديد وارد شدند و بسياري از مشكلات كارگري و فني را ايجاد نمودند، ليكن بتدريج بسياري از آنان شناخته و كنار گذاشته شدند.

اميد است اين دشمنان كه در لباس دوست ظاهر گرديدند نتوانند به انقلاب اسلامي ايران آسيبي وارد نمايند.